بيفتد ، مثل « كم » استفهاميه نصب ميدهد .
معيشتها : منصوب به نزع خافض ( فى معيشتها ) .
فَتِلْكَ مَساكِنُهُمْ
: مبتدا و خبر .
لَمْ تُسْكَنْ
: حال .
قليلا : صفت مصدر محذوف ( سكونا ) يا صفت ظرف به تقدير « وقتا » .
شأن نزول :
گويند :
« إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ . . »
در بارهء ابى طالب نازل شده است ، زيرا پيامبر دوست ميداشت كه وى مسلمان شود ، از اينرو اين آيه نازل شد . هم چنان كه اسلام آن وحشى را كه قاتل عمويش حمزه بود كراهت داشت . از اينرو در باره او نازل شد :
« يا عِبادِيَ الَّذِينَ
أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ . . . »
( اى بندگان من كه بر خويشتن تجاوز كردهايد ، از رحمت خدا نوميد نشويد : زمر 53 ) اين مطلب را از ابن عباس و جزا و روايت كردهاند .
اما اين روايت صحيح نيست . زيرا روا نيست كه پيامبر مخالفت خداوند سبحان كند و اگر چنان كه اهل تسنن گمان دارند ، خدا اراده كرده باشد كفر ابو طالب و رسول ( ص ) اراده كرده باشد ايمانش را ، ميان ارادهء خدا و ارادهء رسول ، كمال مخالفت است . مطابق عقيدهء ايشان معنى آيه اين است : اى محمد ، تو ايمان ابو طالب را ميخواهى ولى من نميخواهم و با اينكه او در راه كمك و دفاع تو حد اكثر كوشش مبذول ميدارد من پرتو ايمان را در نهاد او قرار ندادهام . همچنين تو نميخواهى كه آن مرد وحشى كه قاتل عمويت حمزه است ايمان بياورد ، ولى من ميخواهم كه او ايمان بياورد و پرتو ايمان را در دلش تابانيدهام .
چقدر اين گونه مطالب ، از حقيقت دور است ! ما در تفسير سورهء انعام بيان كردهايم كه به اجماع اهل بيت ( ع ) ابو طالب مؤمن از دنيا رحلت فرمود . در اينباره روايات بسيارى از ايشان نقل شده است . در آنجا شمهاى از اشعار دلنشين وى كه از ايمان قلبيش حكايت ميكرد آورديم . اگر ميخواستيم همهء آن اشعار را در آنجا