بياوريم ، مجال نبود . بعضى معتقدند كه اشعار وى در بارهء دفاع از اسلام و مبارزهء با نيرنگها و عنادها از يك جلد هم بيشتر مىشود . اينكه ابو طالب بمبارزهء علنى با دشمنان پيامبر برنخاست ، بخاطر اين بود كه بتواند از راه ريش سفيدى و بزرگترى آنها را به راه صلاح آورد و جلو نيرنگها و دشمنىهايى كه بعد از وفاتش در برابر رسول عاليقدر اسلام آشكار ساختند ، بگيرد .
مقصود :
قبلا در بارهء قرآن و اينكه كتابى است براى هدايت خلق سخن گفت . اكنون مىفرمايد : وظيفهء پيامبر اين نيست كه آنها هدايت شوند بلكه فقط وظيفهاش گفتن و اداى رسالت است . مىفرمايد :
إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ
: تو هر كه را دوست دارى هدايت نميكنى . برخى گفتهاند : يعنى خويشاوندانت را هدايت نميكنى .
مقصود از هدايت در اينجا آن لطفى است كه در موقع ايمان شامل حال شخص مىشود . تنها خداوند بر اين كار قادر است . زيرا اين لطف يا به فعل خداست - يا به اعلام او و راه صلاح دينى مرد را فقط خدا ميداند و بس . اما آن هدايتى كه به معنى دعوت و بيان است ، مربوط به پيامبر است . چنان كه مىفرمايد :
« وَ إِنَّكَ لَتَهْدِي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ »
( تو به راه راست هدايت ميكنى : شورى 52 ) .
برخى گويند : مقصود از هدايت در آيهء شريفه ، اجبار بهدايت است ، يعنى تو نمىتوانى كسى را اجبار به هدايت كنى .
برخى گويند : يعنى هدايت شدن و حق پذيرى آنها بر عهدهء تو نيست .
وَ لكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ
: ولى خداوند هر كه را بخواهد به لطفش هدايت مىكند و او به حال اشخاصى كه قابل هدايتند داناتر است و امور را به نحوى كه صلاح بندگان است تدبير مىكند .
برخى گويند : يعنى هر كه را بخواهد مجبور به ايمان مىكند .
وَ قالُوا إِنْ نَتَّبِعِ الْهُدى مَعَكَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنا
: گفتند : اگر با تو پيرو هدايت