أَ فَمَنْ وَعَدْناهُ وَعْداً حَسَناً فَهُوَ لاقِيهِ كَمَنْ مَتَّعْناهُ مَتاعَ الْحَياةِ الدُّنْيا ثُمَّ هُوَ يَوْمَ الْقِيامَةِ مِنَ الْمُحْضَرِينَ
: آيا آنكه وعدهء بهشت و ثواب و نعيم آخرت ، به او دادهايم و حتماً به اين وعدهها نائل مىشود ، مانند كسى است كه اموال دنيا و چيزهاى ديگر به او دادهايم و در روز قيامت براى كيفر يا براى سوختن در آتش احضار مىشود ؟
بديهى است كه حال اينها يكسان نيست . زيرا نعمتهاى دنيا با غم و اندوه توأم است و سرانجام زوال و فنا مىپذيرد . ولى نعمتهاى آخرت خالص و پاك و هميشگى است و زوال نميپذيرد .
وَ يَوْمَ يُنادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكائِيَ الَّذِينَ كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ
: به ياد آور روزى را كه خداوند كافران را با خفت و خوارى مخاطب ساخته ، مىفرمايد : كجايند آنهايى كه گمان ميكرديد در خدايى شريك منند . و آنها را پرستش ميكرديد و مىپنداشتيد كه براى شما نفعى دارند ؟
قالَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ رَبَّنا هؤُلاءِ الَّذِينَ أَغْوَيْنا أَغْوَيْناهُمْ كَما غَوَيْنا
:
جنيان و شياطين و انسانهايى كه گمراه كنندهء مردم بودند و وعدهء عذاب بر آنها تحقق يافته ، مىگويند : پروردگارا ، همانطورى كه خودمان دچار گمراهى بوديم ، آنها را گمراه ساختيم .
تَبَرَّأْنا إِلَيْكَ
: اكنون از آنها و از كردار آنها در پيشگاه تو تبرى مىجوييم .
زجاج گويد : از يكديگر تبرى مىجويند و دشمن يكديگر مىشوند . چنان كه مىفرمايد :
« الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ »
( دوستان در آن روز دشمن يكديگرند :
زخرف 67 ) .
ما كانُوا إِيَّانا يَعْبُدُونَ
: اينها در حقيقت پرستش ما نميكردند . بلكه شيطانهايى را مىپرستيدند كه پرستش ما را در نظر آنها آرايش كرده بودند .
برخى گويند : يعنى ما را از روى حجت و استحقاق نمىپرستيدند .
وَ قِيلَ ادْعُوا شُرَكاءَكُمْ
: به آنها گفته مىشود : آنها را كه گمان ميكرديد در خدايى شريك منند و پرستش ميكرديد ، بخوانيد .