« ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ يَداكَ »
( حج 10 ) كه مقصود اين است كه آنچه مىبينى بواسطهء كارهايى است كه در زندگى دنيا انجام دادهاى .
كلمهء جناح را برخى بمعنى دست و برخى بمعنى بازو گرفتهاند . بعيد نيست كه « جناح » به معنى بازو باشد و همانطورى كه گاهى بازو بجاى خود شخص به كار رفته است ، مثل :
« سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ »
( به زودى بازويت را [ يعنى خودت را ] به برادرت تقويت مىكنم : قصص 35 ) در اينجا هم جناح بمعنى خود شخص به كار رفته است .
در عين حال ممكن است جناح به معنى دست باشد و همانطورى كه گاهى منظور از « يد » ( دست ) « يدان » ( دو دست ) است ، منظور از جناح هم دو جناح يعنى دو دست مىباشد .
برخى گفتهاند : وقتى عصا را انداخت و عصا مار شد ، دو دست خود را مثل كسى كه پناهگاهى مىجويد ، گشود و به همين جهت به او گفته شد دستت را به سينهات بچسبان و بعبارت ديگر ، يعنى دستهايت را از خوف مار نگشاى . زيرا تو از ضرر آن ايمن هستى .
ممكن است مقصود اين باشد كه : آرام باش و نترس . زيرا كسى كه دچار ترس مىشود ، دستهاى خود را مانند بال مىگشايد و گويى ميخواهد پرواز كند . از اينرو برخى گفتهاند : يعنى پر و بال ترس را جمع كن و آرام باش .
برخى گفتهاند : يعنى چون درخشندگى دست ترا مىترساند به سينه بچسبان تا آرامش پيدا كنى « 1 » .
فَذانِكَ بُرْهانانِ مِنْ رَبِّكَ
: دست و عصا دو حجتند از جانب خداوند بر نبوت و رسالت تو .
هامش
( 1 ) - به نظر مىرسد كه همين معنى بهتر باشد . زيرا اين جمله پس از اين دستور كه دستت را داخل گريبانت كن تا نورانى و سفيد گردد ، آمده و على هذا ممكن است ديدن دست نورانى و سفيد ، موسى را ترسانده باشد ، هم چنان كه ديدن منظرهء اژدها شدن عصا او را ترسانيد . همانطورى كه براى رفع ترسش از اژدها به او دستور داده شد كه برگرد و نترس ، براى رفع ترسش از سفيدى و درخشندگى دست به او گفته مىشود كه دستت را به سينهات بچسبان .