وهب مىگويد : اين موجود صورتش شبيه صورت انسان و ساير اندامش شبيه مرغ است . چنين موجودى جز از معجزات الهى نخواهد بود . از على ( ع ) روايت شده است كه اين موجود صاحب عصا و حديده است .
از امام صادق ( ع ) روايت شده كه مردى به عمار ياسر گفت : آيهاى در كتاب خدا قلبم را فاسد كرده است . عمار پرسيد : كدام آيه ؟ گفت : اين آيه :
أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً
مقصود از دابهء زمين چيست ؟ عمار گفت : به خدا نمىنشينم و نميخورم و نمىنوشم تا به تو نشان دهم . عمار با آن مرد نزد على ( ع ) آمد . حضرت مشغول خوردن خرما و سرشير بود فرمود : بيا . عمار نشست و با حضرت مشغول خوردن شد . آن مردم تعجب كرد . وقتى كه عمار برخاست ، آن مرد گفت : سبحان اللَّه ! تو قسم خوردى كه نخورى و ننوشى مگر اينكه آن دابه را به من نشان دهى . عمار گفت : اگر عقل دارى به تو نشان دادم .
همين داستان را عياشى از ابو ذر نقل كرده است . « 1 »
تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ
. اين موجود عجيب با مردم سخن مىگويد كه آنها به آيات ما يقين نداشتند . برخى گفتهاند : يعنى مردم به سخن اين موجود و خروج او يقين نداشتند .
به احتمال بعضى از مفسران كلام آن موجود با مردم اين است كه مؤمن و كافر را مشخص مىسازد يا اينكه كفار را با سخنان ناخوشايندشان به سوى آتش مىراند .
وَ يَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً مِمَّنْ يُكَذِّبُ بِآياتِنا فَهُمْ يُوزَعُونَ
:
روزى كه از هر امتى گروهى از آنها كه آيات ما را تكذيب مىكنند محشور مىكنيم
هامش
( دارند ، مع الوصف ناظر بيك حقيقت مهم هستند و آن عبارت است از اينكه در آيندهاى دور يا نزديك ، بايد حقيقت و عدل بر كرسى اقتدار نشيند و باطل و ظلم از زندگى انسان طرد گردد و بنا بر اين ، روايات و همچنين آيه ، كه كلمهء دابه را به كار مىبرد يا در خصوص ظهور حضرت مهدى ( ع ) است يا مربوط به پارهاى از علائمى است كه مقارن ظهور حضرتش ظاهر مىگردند .
( 1 ) - مطابق اين روايت ، مقصود از آن موجود على ( ع ) و بنا بر اين روايت در بارهء رجعت است . ممكن است نظر اين باشد كه آن موجود نمونهاى است از على ( ع ) و همان حضرت مهدى ( ع ) است بهر حال آيه و روايات ناظر بيك حقيقت و از ملاحم مىباشند .