الا انت » است .
برخى گفتهاند : كسى كه اسم اعظم را ميدانست انسانى بود بنام « بلخيا » و برخى گفتهاند : اسطوم و برخى گفتهاند : خضر است . برخى گفتهاند : جبرئيل است كه به اذن خداوند در فرمان سليمان بود . برخى گويند : خود سليمان است كه ميخواست نعمتهاى خدا را بر خود نشان دهد . ولى اين قول بعيد است و مفسرين چنين قولى را نپذيرفتهاند .
كسى كه داوطلب اين كار شد ، دانشى از كتاب دارا بود . مقصود از كتاب بقولى لوح محفوظ و بقولى كتاب آسمانى است كه بر پيامبران نازل مىشود . برخى گفتهاند :
مقصود كتاب ( نامه ) سليمان بسوى بلقيس است . « 1 » در بارهء
« قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ »
اختلاف است :
برخى گويند : يعنى پيش از آنكه شخصى كه به اندازهء ميدان ديد چشم تو از تو دور است نزد تو آيد ، تخت را پيش تو مىآورم . ( اين معنى هم از قتاده و غلط است زيرا آن عفريت گفته بود پيش از آنكه از جايت برخيزى تخت را حاضر ميكنم .
مترجم ) .
برخى گويند : يعنى پيش از آنكه چشم تو به نهايت خود برسد و برگردد ( يعنى بستن و باز كردن چشم ) .
هامش
( 1 ) - اين قول هم بعيد است ، در اينجا ممكن است قول اول را ترجيح داد . چنين علمى به انسان قدرت ما فوق بشرى ميدهد . از على ( ع ) پرسيدند : بهترين آيه در بارهء شما چيست ؟
فرمود : اين آيه :وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ( رعد 43 ) در اين آيه على در رديف خدا شاهد رسالت پيامبر است . آورندهء تخت بلقيس در آن زمان بس كوتاه علمى از كتاب دارد ولى گواه رسالت پيامبر علم همهء كتاب را داراست . همين است كه به على قدرت يد اللهى داده . وقتى كه علمى از كتاب آن قدرت را ميدهد ، علم كتاب چه قدرتى ميدهد ؟قوت و فعل حق از او زده سر * كنده بىخويشتن در از خيبرخود چه خيبر كه خيبر گردون * پيش اين دست و پنجه هست زبون