تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
پر كرد و گفت : اين نه از زمين است نه از آسمان « 1 » .
فَلَمَّا جاءَ سُلَيْمانَ قالَ أَ تُمِدُّونَنِ بِمالٍ
: هنگامى كه فرستادهء بلقيس نزد سليمان آمد ، گفت : مرا بوسيلهء كثرت مال كمك مىكنيد ؟ مقصود اين است كه وى نيازى به مال ندارد .
فَما آتانِيَ اللَّهُ خَيْرٌ مِمَّا آتاكُمْ
: آنچه خداوند از ملك و نبوت و حكمت به من داده ، بهتر است از آنچه از دنيا و ثروت آن به شما داده است .
بَلْ أَنْتُمْ بِهَدِيَّتِكُمْ تَفْرَحُونَ
: شما بهدايايى كه به يكديگر ميدهيد خوشحال مىشويد . اما من به اين چيزها خوشحال نميشوم يعنى من توجهى به مال دنيا ندارم . سپس بفرستادهء بلقيس فرمود :
ارْجِعْ إِلَيْهِمْ
: تو با همهء هدايايى كه آورده‌اى نزد قوم خود برگرد .
فَلَنَأْتِيَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لا قِبَلَ لَهُمْ بِها
: به خدا سوگند ، لشكرى بر سر ايشان فرو مىآورم كه قدرت دفع آن را نداشته باشند .
وَ لَنُخْرِجَنَّهُمْ مِنْها أَذِلَّةً وَ هُمْ صاغِرُونَ
: و به خدا سوگند كه آنها را از شهر يا كشورشان بيرون خواهم كرد . در حالى كه ذليل و فرومايه باشند . مگر اينكه دين مرا بپذيرند و نزد من آيند . اين عكس العمل سليمان ، دليل بسيار روشنى بود بر نبوتش . بلقيس و مردم سبا دانستند كه وى فرستادهء خداست و همچون ملوك ديگر شيفتهء مال و منال نيست .
هامش
( 1 ) - تمام اين مطالب از راويان است و در متن قرآن موجود نيست . زيرا اين گونه مطالب با هدف قرآن كه بيان حقيقت و ارشاد و هدايت مردم است چندان مناسبتى ندارد .