تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
گفته‌اند : 200 غلام و كنيز بود كه غلامان لباس كنيز و كنيزان لباس غلام پوشيده بودند . برخى گفته‌اند : شمشيرهاى زرين بود در جلد ديبا . هنگامى كه خبر اين هدايا به سليمان رسيد به جنيان دستور داد تا آجرهاى طلا ساختند و تمام راه را با آنها فرش كردند . حاملان هديه كه اين وضع را مشاهده كردند ، متوجه شدند كه هداياى ايشان ناچيز و بىارزش است . برخى گفته‌اند : وى 500 غلام و 500 كنيز تقديم سليمان كرد . كنيزان را به قباها و كمربندها ملبس گردانيد و دست و گردن غلامان را به طوقها و گردن‌بندهاى زرين آرايش كرد و به گوش آنها گوشواره‌هاى درنشان آويخت و آنها را سوار بر اسبهاى قيمتى كه افسار آنها از طلاى مرصع به جواهرات بود كرد و همراه 500 آجر طلا و 500 آجر نقره و تاجى مكلل به در و ياقوت و حقه‌اى كه در آن درى سوراخ نشده و نگينى ، داراى سوراخى كج و معوج بود ، نزد سليمان فرستاد . مردى از بزرگان قوم بنام منذر بن عمرو با عده‌اى از مردان برازنده نيز حامل نامه‌اى بودند كه بحضور سليمان بار يافتند . در نامه نام همهء هدايا نوشته و اضافه شده بود : اگر پيامبر هستى ميان كنيزان و غلامان تميز ده و پيش از آنكه حقه را بگشايى بگو كه در آن چيست ؟ و در آن در كه در داخل حقه است ، سوراخى راست بوجود آور و در نگين ريسمان كن ، بدون اينكه از جن يا انسانى كمك گيرى . به فرستاده نيز دستور داد كه در چهرهء سليمان بنگرد اگر او را خشمگين ديد پادشاه است و از او نترسد . زيرا قدرتش به پاى قدرت بلقيس نميرسد و اگر در چهره‌اش آثار لطف ديد ، معلوم مىشود كه فرستادهء الهى است . فرستادهء بلقيس حركت كرد كه نزد سليمان رود . هدهد قبل از فرستاده نزد سليمان آمد و جريان را به اطلاع او رسانيد . سليمان به جنيان دستور داد كه خشت - هاى طلا و نقره را آماده سازند و ميدانى به مساحت چند فرسخ از آن خشتها فرش سازند و اطراف ميدان را ديوارى از طلا و نقره برآورند . آن گاه به جنيان دستور داد كه فرزندان خود را حاضر كنند . جمعيت فراوانى