فرمود : واى بر تو ، سؤالت دشوار است . مگر اين آيه را نخواندهاى ؟
« لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا
وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ »
( اگر در آسمانها و زمين خدايانى بودند ، فاسد مىشدند و برخى بر برخى برترى مىجستند : انبياء 22 ) . در اين آيه خداوند چيزى را وصف كرده كه نبوده و نيست و كيفيت وجود آن را نشان داده است . همچنين قول اشقياء را حكايت مىكند :
« رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها »
و مىفرمايد :
« وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ وَ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ »
پس به كيفيت وجود آنچه نبوده و نيست عالم است و ميداند كه اگر پديد مىآمد چگونه پديد مىآمد ؟ او شنوا ، بينا ، آگاه و داناست .
وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ
: در پيش روى آنها عالمى است كه ميان مرگ و قيامت فاصله است . برخى گويند : يعنى برزخى است كه ميان ايشان و بازگشت به دنيا فاصله است . برخى گويند : يعنى برزخى است كه ميان ايشان و بازگشت به دنيا فاصله است . برخى گويند : برزخ مهلتى است كه تا قيامت بمردگان داده مىشود و عبارت است از عالم قبر . على بن عيسى مىگويد : برزخ فاصلهء ميان دو چيز است .
از اين آيه بر مىآيد كه هيچكس نميميرد مگر اينكه مقام و منزلت خود را در پيشگاه خداوند - اضطراراً - بشناسد و بداند كه اهل ثواب است يا عقاب . ( از جبائى ) « 1 »
هامش
( 1 ) مناسب است كه در اينجا بپارهاى از روايات اشاره شود :
امام صادق ( ع ) فرمود : هر كس قيراطى از زكات را منع كند ، نه مؤمن است و نه مسلمان ، آيهء :« رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ »در بارهء همين است .
البته منظور از روايت ، انطباق آيه است بر مانع زكات ، نه اينكه آيه در بارهء مانع زكات نازل شده است .
در تفسير قمى آمده است كه : مراد از برزخ ثواب و عقابى است كه بين دنيا و آخرت نصيب انسان مىشود .
امام صادق ( ع ) فرمود :
« و اللَّه ما اخاف عليكم الا البرزخ و اما اذا صار الامر الينا فنحن اولى بكم »
به خدا از عالم برزخ شما مىترسم . اما هنگامى كه كار بدست ما افتاد ، ما به شما اولىتريم .
على بن الحسين ( ع ) فرمود :
« ان القبر اما روضة من رياض الجنة او حفرة من حفر النار »
عالم قبر يا باغى از باغهاى بهشت است يا گودالى از گودالهاى جهنم است . ( ر ك : علامهء طباطبائى ، الميزان ج 15 ، تهران ، دار الكتب الاسلامية 1386 ص 79 ، 80 )