خاك و استخوان شديم ، زنده مىشويم ؟ و ميفرمايد :
حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ
: هنگامى كه يكى از اين كفار مشرف بر مرگ مىشود ، از خداوند مسألت مىكند كه مرگش به تأخير افتد و به دنيا برگردد .
برخى ميگويند : اينها ابتدا پيش خداوند استغاثه ميكنند . سپس بفرشتگان مىگويند كه آنها را برگردانند بنا بر اين خطاب جمع به فرشتگان است .
برخى ميگويند : خطاب به خداوند است و عادت عرب اين است كه براى تعظيم مفرد را بجمع خطاب كند . مثل اينكه زن فرعون به فرعون ميگويد :
« قُرَّتُ عَيْنٍ لِي وَ لَكَ لا تَقْتُلُوهُ »
( نور چشم من و تو . او را نكشيد : قصص 9 ) نضر بن شميل ميگويد : اين مطلب را از خليل پرسيدند . قدرى فكر كرد و گفت :
از چيزى سؤال ميكنيد كه درست نميدانم . مردم او را تحسين كردند .
لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ
: اگر به دنيا برگردم ، حق خدا را در اموالم ادا خواهم كرد . پس آنچه ترك شده ، اموال است . برخى گويند : يعنى در دنيا عمل صالح انجام مىدهم . پس آنچه ترك شده ، دنياست . برخى گويند : يعنى كارهايى را كه تضييع و ترك كردهام ، انجام مىدهم .
امام صادق ( ع ) فرمود : اين جمله در مورد تارك زكات است كه وقت مرگ تقاضاى بازگشت مىكند .
اكنون در پاسخ سؤال او مىفرمايد :
كَلَّا إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها
: نه چنين است . ديگر به دنيا بر نميگردد . اين حرفى است كه او مىزند و فايدهاى ندارد . برخى گويند : يعنى اين سخن را به زبان ميگويد .
ولى عمل نميكند . مثل :
« وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ »
( اگر باز گردانده شوند ، بر - ميگردند به آنچه از آن نهى شدهاند : انعام 28 ) و فتح بن يزيد جرجانى ميگويد : از امام رضا ( ع ) پرسيدم : فدايت شوم ، آيا خدا ميداند كه چيزى كه نبوده است اگر بود ، چگونه بود ؟