و هم مغلوب . بعلاوه دو قادر بايد بتوانند به ممانعت و مزاحمت يكديگر پردازند . ولى چون قادر بالذاتند ، بايد نتوانند مانع و مزاحم يكديگر شوند و اين محال است .
در اين آيه دلالتى است بر اعجاز قرآن . زيرا در كلام عرب ، سخنى كوتاه كه متضمن چنين مطلبى باشد ، وجود ندارد . در همين سخن كوتاه دو دليل بر يگانگى خداوند و قدرت كاملهء او اقامه شده است .
اكنون در تنزيه خود مىفرمايد :
سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ
: مقام خداوندى از داشتن فرزند و شريك - كه مشركين مىگويند - منزه است .
عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَتَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ
: او به آشكار و نهان عالم است و هيچ چيز از او پوشيده نيست ، نه گذشته و نه حال و نه آينده . چنين خدايى از داشتن شريك منزه است . زيرا مقام او از همهء چيزها و همهء كسان بالاتر است .
اكنون به پيامبر خود دستور ميدهد :
قُلْ رَبِّ إِمَّا تُرِيَنِّي ما يُوعَدُونَ رَبِّ فَلا تَجْعَلْنِي فِي الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
:
اى محمد ، بگو : پروردگارا ، اگر عذاب و گرفتارى آنها را در جنگ بدر به من نشان دهى ، خدايا مرا با مردم ستمكار قرار نده . يعنى هنگامى كه ميخواهى بر آنها عذاب نازل كنى مرا از ميان آنها خارج گردان تا به مصيبت آنها گرفتار نشوم .
از اين آيه استنباط مىشود كه انسان مىتواند آنچه را ميداند كه خداوند انجامش ميدهد از او مسألت كند . بديهى است كه پيامبران از جانب خدا عذاب نميشوند .
مع الوصف به پيامبر اسلام دستور داده شده است كه از خدا بخواهد كه در روز نزول عذاب ، او را در صف عذاب شدگان قرار ندهد . فايدهء اين دعا اين است كه دعا كننده رغبت و تمايل خود را نسبت به خداوند و افعالش در ضمن دعا ثابت مىكند .
وَ إِنَّا عَلى أَنْ نُرِيَكَ ما نَعِدُهُمْ لَقادِرُونَ
: اين جمله جزء دعاء نيست . از خداوند است . يعنى : ما در عذاب آنها تعجيل نميكنيم . با اينكه بر اين كار قادريم .
بلكه آنها را مهلت ميدهيم و اين مهلت مطابق مصلحت است .