ترجمه :
هنگامى كه در صور دميده شود ، در آن روز نسبى ميان ايشان نيست و از يكديگر نمىپرسند . آنان كه ميزانهايشان سنگين است رستگارند و آنان كه ميزانهايشان سبك است ، به خود ضرر زده ، هميشه در جهنمند . صورتشان را آتش مىسوزاند و آنها ترشرويانند . آيا آيات من بر شما خوانده نشد و شما تكذيب مى - كرديد ؟ گويند : پروردگارا ، بدبختى ما بر ما غالب شد و ما مردمى گمراه بوديم .
پروردگارا ، ما را از آتش خارج گردان ، اگر برگرديم ، ستمكاريم . گويد : دور شويد و در آتش بمانيد و با من تكلم نكنيد . گروهى از بندگان من بودند كه ميگفتند :
پروردگارا ، ايمان آورديم . ما را بيامرز و رحم كن و تو بهترين رحم كنندگانى . شما آنها را مسخره كرديد تا ذكر مرا از ياد شما بردند و شما به آنها ميخنديديد .
قرائت :
كوفيان بجز عاصم « شقاوتنا » خواندهاند و در اين صورت مصدرى است به وزن « سعادة » هم چنان كه « شقوة » مصدرى است به وزن « فطنة » سخرى : اهل كوفه - بجز عاصم - و اهل مدينه بضم سين و ديگران بكسر سين خواندهاند ( همچنين در سورهء ص ) اگر بضم سين باشد ، بمعنى انقياد است - و به همين جهت در سورهء زخرف همهء قراء بضم سين خواندهاند . اما بكسر سين به معنى استهزاء است .
لغت :
نفخ : دميدن شديد و رسيدن باد سموم به صورت .
كلوح : بازماندن دهان و پيدا شدن دندانها .
خسأ : دور كردن .
اعراب :
عامل در « اذا » و « بينهم » و « يومئذ » خبر « لا انساب » است كه حذف شده .
تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ
: در محل نصب و حال و عامل آن « خالدون » است .