تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣

مقصود :

اكنون خداوند به بيان حال دو گروه نيك و بد در روز قيامت پرداخته ، مىفرمايد :
فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ
: دو بار نفخ صور مىشود : نفخ مرگ و نفخ حيات . ابن عباس گويد : يعنى وقتى نفخ مرگ مىشود ، ميان آنها خويشاوندى وجود ندارد . ابن مسعود ميگويد : يعنى وقتى نفخ حيات - در روز قيامت - مىشود : ميان آنها خويشاوندى نيست . مقصود از نبودن خويشاوندى اين است كه كسى نميتواند نسبت بخويشاوندان خود عاطفه و محبتى نشان دهد با اينكه يكديگر را مىشناسند . لكن بواسطهء گرفتارى زياد به يكديگر توجه نميكنند . حسن گويد : صور جمع صورت است . يعنى هنگامى كه ارواح در كالبدها دميده مىشوند و مردگان زنده ميگردند ، رابطه‌هاى خويشاوندى را اثرى نيست . اينكه مىگويد : خويشاوندى وجود ندارد ، بخاطر اين است كه : خويشاوندى براى كمك و دفع زيان است . هنگامى كه اين فايده بر خويشاوندى مترتب نشود ، مثل اين است كه بطور كلى خويشاوندى وجود ندارد . نظير اين آيه است :
« يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ »
( روزى كه انسان از برادر و مادر و پدر فرار مىكند : عبس 34 و 35 ) . برخى گويند : منظور اين است كه در آن وقت كسى افتخار به خويشاوندى نميكند . حال آنكه در دنيا افتخار ميكرد . پس بايد در جمله ، محذوفى اعتبار شود . در حقيقت در آنجا برترى به عمل است نه به خويشاوندى . پيامبر خدا فرمود : هر حسب و نسبى در روز قيامت منقطع است ، جز حسب و نسب من « 1 » .
هامش
( 1 ) - در مورد نسب پيامبر و منقطع نشدن آن رواياتى هست ، لكن ظاهر آيهء« فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ »عموم و اباى از تخصيص است . امام سجاد ( ع ) فرمود : خدا بهشت را براى نيكوكاران آفريد . اگر چه بندهء حبشى باشند و جهنم را براى بدان آفريد ، اگر چه از قريش باشند . بدليل اينكه خداوند مىفرمايد :« فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلا أَنْسابَ . . . ». استاد علامهء طباطبائى ميفرمايند : ممكن است منظور از منقطع نشدن نسب رسول اللَّه اين باشد كه خداوند اولاد رسول را در دنيا بكارهايى موفق مىكند كه در آخرت براى آنها مفيد باشد . ( الميزان ج 15 ص 81 )