ترجمه :
خداوند فرزندى نگرفته است و با او خدايانى نيستند . در اين صورت هر خدايى مخلوق خود را جدا ميكرد و بعضى بر بعضى برترى مىجست . منزه است خداوند از آنچه مىگويند . داناى نهان و آشكار است و از آنچه شريكش قرار ميدهند برتر است . بگو : خدايا اگر به من نشان دهى وعدهء عذابى كه به آنها داده مىشود ، پروردگارا ، مرا در ميان قوم ستمكار قرار نده . ما قادريم كه وعدهاى كه به آنها ميدهيم به تو نشان دهيم . بدى را به آنچه بهتر است ، دفع كن . ما به آنچه ميگويند ، داناتريم . بگو : خدايا از وسوسههاى شيطان به تو پناه مىبرم و پروردگارا ، به تو پناه مىبرم كه آنها در نزد من حاضر باشند . تا وقتى كه مرگ يكى از آنها فرا رسد ، گويد : خدايا ، مرا بر گردان تا در آنچه ترك كردهام ، عملى صالح انجام دهم . نه چنين است . اين سخنى است كه او گويندهء آن است و در وراى ايشان برزخى است ، تا روزى كه مبعوث شوند .
قرائت :
اهل مدينه و كوفيان - بجز حفص - « عالم الغيب » به رفع و ديگران به جر خواندهاند . بنا بر رفع خبر مبتداى محذوف و بنا بر جر صفت است .
لغت :
همزه : به شدت راندن ، همزهء شيطان ، راندن اوست مردم را به شدت بسوى گناهان .
برزخ : فاصلهء ميان دو چيز .
اعراب :
إِذاً لَذَهَبَ
: جواب است براى « لو » مقدر . « اذا » ميان « لو » و جوابش قرار گرفته و لغو است .
إِمَّا تُرِيَنِّي
: « ان » شرطيه و آمدن « ما » بخاطر تأكيد فعل است . جواب شرط :
« فَلا تَجْعَلْنِي »
هِيَ أَحْسَنُ
: صله براى « التي » .