جميع مىشود . مقصود از سلاله ، نطفهء انسان است كه از خاك آدم توليد شده است . زيرا اين نطفه از خاكى توليد شده كه آدم از آن آفريده شده است .
برخى گفتهاند : منظور از انسان حضرت آدم است كه سلالهاى است از قشر رويين زمين .
ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ
: آن گاه انسان را به صورت نطفه در رحم قرار داديم . چه رحم جايگاهى است كه نطفه در آن قرار ميگيرد تا براى مدتى كه مقرر شده است در آنجا به سير تكاملى خود ادامه دهد .
ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً
: آن گاه نطفه را به صورت خون بسته و خون بسته را به صورت گوشت جويده در آورديم . ( تفسير اين قسمت در سورهء حج گذشت ) .
فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً
: در مرحلهء بعد آن گوشت جويده را به صورت قطعات استخوان در آورديم .
فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً
: آن گاه بر آن استخوانها پوششى از گوشت قرار داديم .
مقصود از بيان مراحل خلق و تكامل انسان در رحم اين است كه انسان را متوجه حكمت بديع و صنعت عجيب و نعمت كامل خود گرداند .
ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ
: آن گاه كه از نظر استخوان بندى و پوشش گوشت بمرحلهء كمال رسيد ، در آن نفخ روح كرديم . اين معنى از گروهى از مفسرين است .
برخى گويند : منظور روئيدن موى و بر آمدن دندانها و دار شدن قوه درك است .
حسن گويد : منظور اين است كه در اين مرحله ، نرى و مادگى او را مشخص ميكنيم .
فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ
: خداوند بزرگ و خير او هميشگى و ثابت است .
برخى گويند : يعنى سزاوار تعظيم است . زيرا ذاتى است قديم و زوال ناپذير و كلمهء « مبارك » از بروك بمعنى ثبوت گرفته شده است .
اينكه
« أَحْسَنُ الْخالِقِينَ »
مىگويد ، بخاطر اين است كه تفاوتى در آفرينش او نيست . خلق هم در اصل بمعنى تقدير و اندازه گيرى است . « خلق اديم » يعنى اندازه گيرى