رحم ، قرارش داديم . آن گاه نطفه را علقه و علقه را مضغه و مضغه را استخوان كرديم و استخوانها را گوشت پوشانديم . آن گاه او را خلق ديگرى ساختيم . بزرگ است خدايى كه بهترين آفرينندگان است . آن گاه شما بعد از آن ميميريد . آن گاه در روز قيامت مبعوث مىشويد . بالاى سر شما هفت آسمان آفريدهايم و از خلق غافل نيستيم و از آسمان آبى به اندازه فرستاديم و در زمين ساكنش كرديم و بر بردن آن قادريم و به آب براى شما نخلستانها و تاكستانها بوجود آورديم كه شما را در آنها ميوههاى بسيار است و از آنها ميخوريد .
قرائت :
عظاماً : ابن عامر و ابو بكر مفرد و ديگران جمع خواندهاند . مفرد بنا بر اين است كه اسم جنس است .
العظام : ابن عامر و ابو بكر مفرد و ديگران جمع خواندهاند .
لغت :
سلالة خلاصهاى كه از چيزى گرفته شده باشد .
نطفه : آب قليل . گاهى هم به آب كثير گفته مىشود .
اعراب :
فِي قَرارٍ
: صفت نطفه علقه : حال از نطفه . همچنين « مضغه » و « عظاما » لحما : مفعول دوم « كسونا » خلقا : مفعول مطلق
مِنْ نَخِيلٍ وَ أَعْنابٍ
: صفت براى « جنات » و همچنين
« لَكُمْ فِيها فَواكِهُ كَثِيرَةٌ »
مقصود :
اكنون سوگند ياد كرده ، ميفرمايد :
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ
: سوگند كه انسان را از سلالهء خاك آفريدهايم . مقصود از انسان فرزندان آدم است . و اين كلمه ، اسم جنس است و شامل