تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
سفره براى جدا كردن قطعه‌اى از آن . حذيفه گويد : اين آيه دلالت دارد بر اينكه آفرينش ، فعل مخصوص خدا نيست جز اينكه آفرينش حقيقى مخصوص خداوند است . زيرا حقيقت آفرينش عبارت است از ايجاد چيزى با اندازه گيرى و محاسبهء دقيق ، بدون تفاوت و اختلاف بديهى است كه چنين عملى مخصوص خداوند است . بدليل :
« أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ »
( آفرينش و امر مخصوص خداوند است : اعراف 55 ) در روايت است كه عبد اللَّه بن سعد بن ابى سرح كاتب پيامبر بود ، هنگامى كه به
« خَلْقاً آخَرَ »
رسيد ، بدلش خطور كرد :
« فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ »
هنگامى كه پيامبر اين قسمت را به او املاء كرد ، عبد اللَّه پيش خود گفت : اگر محمد ( ص ) پيامبر است و به او وحى مىشود ، منهم پيامبرم و به من هم وحى مىشود . از اينرو به مكه رفت و مرتد شد . اگر اين روايت صحيح باشد ، اشكالى ندارد . زيرا مانعى نيست كه بر حسب اتفاق چنين جمله‌اى بقلب كسى خطور كند . لكن اين مرد فرومايه و نگونبخت ، دچار اشتباه شد يا اينكه خود را بوادى هولناك اشتباه افكند ، آن هم بخاطر اينكه نسبت بمقام منيع رسالت دچار رشك بود و در اعماق قلبش كفر مىورزيد .
ثُمَّ إِنَّكُمْ بَعْدَ ذلِكَ لَمَيِّتُونَ
: بعد از مراحلى كه ذكر شد ، سرانجام همهء شما ميميريد و اين ، هنگامى است كه مدت معين از سنين عمر را پشت سر بگذاريد .
ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ تُبْعَثُونَ
: سر انجام در روز قيامت بموقف حساب و پاداش مىرويد . خداوند خبر داد كه اين ساختمان عجيب وجود انسان سر انجام بمرگ متلاشى مىشود . زيرا هدف صحيحى در كار است كه عبارت است از زنده شدن و بازگشتن . اين زنده شدن و بازگشتن در روز قيامت ، منافاتى با زنده شدن در قبر ندارد . زيرا اثبات زنده شدن انسان در روز قيامت ، منافاتى با زنده شدن در مواقع ديگر ندارد . همانطورى كه خداوند قوم موسى را بر كوه و افراد ديگرى را در جاهاى ديگر زنده كرده است .