تو هم شيفتهء او شدى ؟ ! عقبه جواب داد : نه . لكن او بخانهء من آمده بود و ميخواست طعام مرا نخورد . من شرم كردم كه او بدون خوردن طعام از خانهء من بيرون رود . از اينرو شهادتين گفتم . تا او طعام مرا بخورد .
ابى گفت : من از تو راضى نميشوم . مگر اينكه به روى و آب دهان بر صورتش بيفكنى . عقبه همين كار كرد و مرتد شد و شكمبهء حيوانى را بر دوش پيامبر انداخت .
پيامبر فرمود : ترا در بيرون مكه نمىبينم مگر اينكه سرت با شمشير برگيرم .
در جنگ بدر دست و پايش را بستند و سرش را بريدند .
ابى نيز در جنگ احد بدست خود پيامبر خدا بقتل رسيد .
ضحاك گويد : وقتى عقبه آب دهان به صورت پيامبر خدا افكند . آب دهان به صورت خودش افتاد و گونههايش را سوزانيد . اين اثر تا وقت مرگ با او بود .
برخى گويند : اين آيه در بارهء هر كافر يا ظالمى كه در كفر يا ظلم به روى ديگرى كند و امر خدا را اطاعت نكند ، نازل شده است . امام صادق فرمود : هيچ مردى از قريش نيست ، جز اينكه يك يا دو آيه در بارهاش نازل شده كه او را به بهشت يا دوزخ سوق ميدهد و در بارهء بعديها نيز صادق است .
مقصود :
در بارهء معرفى وضع روحى كافران و گفتار ايشان مىفرمايد :
وَ قالَ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْمَلائِكَةُ
: آنان كه اميدى به ملاقات پاداش ما ندارند و معاد را منكرند ، گفتند : چرا فرشتگان بر ما نازل نشدند و رسالت محمد ( ص ) را بما خبر ندادند ؟ ! بعضى گفتهاند : رجاء در لغت تهامه و هذيل بمعنى ترس است . زيرا كسى كه به چيزى اميد دارد ، مىترسد كه از او فوت شود .
أَوْ نَرى رَبَّنا
: چرا خداى خود را نمىبينيم كه بما دستور دهد محمد را تصديق و اطاعت كنيم ؟ جبائى مىگويد : اين جمله دلالت دارد بر اينكه آنها خدا را جسم مىدانستند و ميخواستند او را به چشم ببينند .