ترجمه :
آنهايى كه اميد ديدار جزاى ما ندارند گفتند : چرا بر ما ملائكه نازل نشدند يا چرا خداى خود را نمىبينيم ؟ اينها گرفتار كبر شدند و به سركشى بزرگى روى آوردند . در آن روز كه فرشتگان را مىبينند ، مجرمين را بشارتى نيست و فرشتگان به آنها مىگويند : بهشت بر شما حرام شده است . و بكارهايى كه انجام دادهاند ، پرداخته ، آنها را به صورت غبار پراكنده در مىآوريم . در آن روز جايگاه و آسايشگاه اهل بهشت ، بهتر و نيكوتر است . و آن روز كه آسمان كه ابر آن را فرا گرفته شكافته شود و فرشتگان نازل گردند . در آن روز ملك حق از آن خداوند رحمان است و براى كافران روزى دشوار است . روزى كه ستمكار دو دست خود را بگزد و بگويد : كاش بهمراه پيامبر راهى بسوى هدايت انتخاب كرده بودم . واى بر من ، كاش فلانى را دوست نگزيده بودم . او مرا از قرآن بعد از آنكه مرا آمده بود گمراه كرد و شيطان خوار - كنندهء انسان است . پيامبر گفت : خدايا قوم من قرآن را متروك ساختند .
قرائت :
تشقق : كوفيان و ابو عمرو به تشديد شين و ديگران بدون تشديد خواندهاند .
ننزل : ابن كثير بفعل مضارع و ديگران بصيغهء ماضى مجهول خواندهاند .
لغت :
رجاء : اميدوارى .
لقاء : ديدار .
عتو : سركشى .
حجر : منع و در تنگنا قرار دادن . به حرام « حجر » گفته شده ، بخاطر اينكه انسان محدود مىشود .