سلطنت داريم : سلطنت عظمت كه مخصوص خداست و سلطنت ديانت كه خدا ميدهد و سلطنت جبر كه از راه زور است .
وَ كانَ يَوْماً عَلَى الْكافِرِينَ عَسِيراً
: قيامت روزى است كه بر كافرين بسيار دشوار است . اما براى مؤمنين اينقدر سهل و زودگذر است كه به اندازهء يك نماز خواندن طول و زحمت بيشتر ندارد . اين آيه ، بشارتى است براى مؤمنين .
وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْهِ
: قيامت روزى است كه ظالم - همچون عقبة بن ابى معيط - از فرط ندامت انگشت خود را مىگزد . اين است سرنوشت آنها كه براى خود دوستانى غير از خدا بگيرند . عطاء گويد : اينقدر دستهاى خود را نيش مىزنند كه گوشت آن تا مرفق ريخته مىشود .
يَقُولُ يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا
: ظالم در آن روز مىگويد : كاش به راه پيامبر رفته بودم و از هدايت او بهرهمند شده بودم .
يا وَيْلَتى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِيلًا
: كاش پيامبر را اطاعت مىكردم و ابى - يا شيطان - را بدوستى خود بر نميگزيدم ! اگر مقصود از ظالم ، همهء ظلمه باشد ، مقصود هر دوستى است كه انسان را از راه دين گمراه سازد . اگر ميخواست همهء گمراه كنندگان را - مثل فرعون و هامان و ابليس و . . . - ذكر كند ، سخن طولانى مىشد . از اين جهت كلمهء فلان را به كار برد كه همه را شامل مىشود .
لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جاءَنِي
: او مرا از توجه به قرآن كه بوسيلهء پيامبر خدا بدست من رسيده بود ، گمراه كرد . در اينجا اين مطلب تمام مىشود . بدنبال آن به بيان مطلب مهم ديگرى پرداخته ، مىفرمايد :
وَ كانَ الشَّيْطانُ لِلْإِنْسانِ خَذُولًا
: شيطان انسان را خوار مىكند . زيرا روز قيامت از او تبرى مىجويد و او را تسليم كيفر مىكند .
وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً
: پيامبر خدا در