مقصود ابو طالب از « ابيض » سفيدى صورت نيست . بلكه منظورش زيادى فضل و احسان و نفع و راهنمايى اوست . به همين جهت است كه خداوند نيز در بارهء او مىفرمايد :
« سِراجاً مُنِيراً »
( چراغ روشن : فرقان 61 ) .
مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ
: در اين باره چند وجه است :
1 - مثل نور خدا - كه همان ايمان است كه در قلب است و وسيلهء هدايت مؤمنين است - مانند چراغدانى است كه در آن چراغ است . 2 - مثل نور خدا - كه همان قرآن است در دلها - مانند چراغدانى است كه در آن چراغ است . 3 - مثل محمد ( ص ) - كه بواسطهء شرافتش نور خدا و منسوب به خداست - مانند چراغدانى است كه در آن چراغ است . 4 - نور خدا همان دلائل توحيد و عدل اوست كه از فرط ظهور همچون نور است . 5 - مقصود از نور طاعت است . يعنى مثل طاعت خدا در دل مؤمن ، مانند چراغدانى است كه در آن چراغ است .
مقصود از « مشكاة » روزنهاى است در ديوار كه شيشهاى جلو آن ميگذارند .
سپس چراغ را پشت شيشه قرار مىدهند و روزنه راه ديگرى دارد كه چراغ در آن گذارده شود . برخى گويند : پايهء قنديل است كه فتيله در آن قرار داده مىشود و آن پايه هم مثل روزنه است . مقصود از مصباح چراغ است . اينكه بالاختصاص زجاجه يعنى شيشه را ذكر مىكند ، بخاطر اين است كه از همهء اجسام صافىتر و صيقلىتر است و چراغ در داخل آن بهتر نور ميدهد .
الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ
: آن شيشه همچون ستارهء بزرگ و درخشانى است كه بگونهء درّ داراى صفا و نور و پاكى است . اگر « درى » از « درأ » باشد ، يعنى در تراوش نور سريعتر است .
يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ
: اين چراغ از روغن درخت مبارك زيتون برافروخته مىشود . اينكه درخت زيتون را مبارك مىنامد ، بخاطر اين است كه منافع آن زياد است . زيرا از روغن آن براى روشن كردن چراغ و خوردن و دباغى استفاده مىشود و چوب آن نيز براى سوختن قابل بهره بردارى است و خاكستر آن