فِيها مِصْباحٌ
: اين جمله در محل جر و صفت « مشكاة » است .
الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ
: در محل رفع و صفت « مصباح » .
الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ
: اين جمله در محل جر و صفت « زجاجه » است .
زيتونه : بدل از « شجرة » و بقيه صفت .
نُورٌ عَلى نُورٍ
: خبر مبتداء محذوف .
فى بيوت : متعلق به محذوف و صفت « مشكاة » .
بِغَيْرِ حِسابٍ
: در محل نصب و صفت مفعول محذوف .
مقصود :
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
: در بارهء معنى آن اختلاف است : 1 - خدا هدايت - كنندهء اهل آسمانها و زمين بسوى مصالح ايشان است . 2 - خدا بوسيله خورشيد و ماه و ستارگان آسمانها و زمين را روشن مىكند 3 - خداوند زينت بخش آسمانهاست به فرشتگان و زينت بخش زمين است به پيامبران و علماء . اينكه در صفت خدا نور وارد شده ، بخاطر اين است كه هر نفعى و هر احسان و انعامى از جانب خداست . درست مثل اين است كه گفته شود : فلانى رحمت و فلانى عذاب است . يعنى رحمتش زياد يا عذابش زياد است . شاعر گفته است :
الم تر انا نور قوم و انما * يبين فى الظلماء للناس نورها
يعنى : نمىبينى كه ما نور قومى هستيم و در تاريكيها نور مردم آشكار مىشود ؟
منظور اين است كه ما به آنها فايده ميرسانيم .
ابو طالب نيز در مدح پيامبر اسلام مىگويد :
و ابيض يستسقى الغمام بوجهه * ثمال اليتامى عصمة للارامل
يلوذ به الهلاك من آل هاشم * فهم عنده فى نعمة و فواضل
او نفع و احسانش بسيار است و از ابر بوسيلهء صورت او طلب باران مىشود .
فرياد رس يتيمان و پناه بيوه زنان است . درماندگان بنى هاشم به او پناه مىبرند و در پيشگاه او در نعمت و سعادتند .