ترجمه :
هنگامى كه بفرشتگان گفتيم : آدم را سجده كنيد و سجده كردند . بجز ابليس كه خوددارى كرد . گفتيم : اى آدم ، اين دشمن تو و دشمن زن تست . شما را از بهشت خارج نكند كه نگونبخت مىشوى . در آنجاست ترا كه گرسنه و برهنه نشوى و تشنه و گرمازده نشوى . شيطان او را وسوسه كرده ، گفت : اى آدم ، آيا دلالت كنم ترا بدرخت جاودانى و سلطنتى كه زوال ندارد ؟ هر دو از آن درخت خوردند و زشتىهايشان بر ايشان آشكار گرديد و از برگ درختان بهشت بر خود پوشيدند و آدم خداى خود را عصيان كرد و گمراه شد . آن گاه خدا او را برگزيد و توبهاش را پذيرفت و هدايتش كرد فرمود : هر دو از بهشت فرو آييد و از يكديگر كناره گيرى كنيد . اگر هدايتى از جانب من براى شما آمد ، هر كس كه هدايتم را پيروى كند ، گمراه و نگونبخت نميشود و هر كس از ياد من اعراض كند ، بيعتش ناگوار است و روز قيامت كور محشورش مىكنيم .
گويد : خدايا چرا كورم محشور كردى ؟ حال آنكه من بينا بودم .
قرائت :
انك لا تظمؤ : همزهء آن را نافع و ابو بكر به كسر و ديگران به فتح خواندهاند .
فتحه بنا بر عطف است بر اسم « ان لك الا تجوع » و كسره بنا بر استيناف است .
لغت :
ضحى : گرم شدن در برابر خورشيد .
ضنك : ناگوارى .
مقصود :
اكنون خداوند متعال به تفصيل داستان آدم پرداخته ، ميفرمايد :
وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبى
: بفرشتگان دستور داديم كه آدم را سجده كنند . آنها همگى سجده كردند جز ابليس كه خوددارى كرد .
فَقُلْنا يا آدَمُ إِنَّ هذا عَدُوٌّ لَكَ وَ لِزَوْجِكَ فَلا يُخْرِجَنَّكُما مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقى
:
گفتيم : اى آدم ، اين دشمن تو و دشمن زن تو حواست . او را اطاعت نكنيد تا با فريب