تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
و وسوسه‌اش شما را از بهشت اخراج نكند كه دچار مشقت و زحمت تحصيل معاش و تأمين نفقهء عيال خواهى شد ، به همين جهت است كه گرفتارى را نسبت به آدم داده نه به آدم و بحوا . سعيد بن جبير گويد : گاوى به آدم داده شد كه بوسيلهء او زراعت ميكرد و عرق مىريخت .
إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيها وَ لا تَعْرى
: در بهشت همه چيز فراوان است . برهنه و گرسنه نخواهى شد .
وَ أَنَّكَ لا تَظْمَؤُا فِيها وَ لا تَضْحى
: در بهشت تشنگى پيدا نميكنى و آفتاب بهشت ترا نميسوزاند . گويند : در بهشت خورشيد نيست . فقط روشنايى و سايه است . پرسش : چرا ميان گرسنگى و برهنگى از يك طرف و تشنگى و آفتابزدگى از طرف ديگر جمع كرده است . در حالى كه تشنگى از جنس گرسنگى و آفتابزدگى از جنس برهنگى است ؟ پاسخ : 1 - تشنگى بيشتر از شدت حرارت و حرارت از عريانى در برابر خورشيد و آفتابزدگى است . بنا بر اين در معنى به يكديگر نزديكند و با هم جمع شده‌اند . نيز گرسنگى و برهنگى باطن و عريانى برهنگى ظاهر است و بنا بر اين با يكديگر متشابهند و با هم جمع مىشوند . 2 - عرب بواسطهء اعتماد بفهم مخاطب و اينكه او مىتواند هر چيزى را در جاى خود قرار دهد و بفهمد ، تعبيرات خود را به صورت مذكور در آيه مىآورد .
فَوَسْوَسَ إِلَيْهِ الشَّيْطانُ
قالَ يا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَ مُلْكٍ لا يَبْلى
: شيطان او را وسوسه كرد ، گفت : اى آدم ، آيا ترا دلالت كنم بدرختى كه هر كس بخورد هرگز نميرد و آيا راهنمايى كنم ترا به سلطنتى كه هرگز فنا نپذيرد . نظير اينكه