مىگويد :
« ما نَهاكُما رَبُّكُما عَنْ هذِهِ الشَّجَرَةِ . . . »
( اعراف 20 ) شما را خدا از اين درخت نهى نكرد مگر از بيم اينكه فرشته شويد يا جاويدان بمانيد .
فَأَكَلا مِنْها فَبَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ
:
آدم و حوا از درخت ممنوع خوردند و عورتشان بر ايشان آشكار شد و از برگ درختان بهشت خود را پوشانيدند .
تفسير اين قسمت در سورهء اعراف ( آيه 22 ) گذشته است .
وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى
: آدم امر خدا را مخالفت كرد و از ثواب محروم شد .
معصيت يعنى مخالفت امر ، اعم از اينكه امر واجب باشد يا امر مستحبّ . شاعر گويد :
امرتك امراً جازماً فعصيتنى
ترا بطور جزم و حتم امر كردم و مرا معصيت كردى .
هيچ مانعى نيست كه تارك مستحبات را هم عاصى بنامند . همانطورى كه تارك واجبات هم عاصى ناميده مىشود . مىگويند : فلان را به چنين و چنان امر كردم و مرا معصيت و مخالفت كرد . اگر چه امر واجب نباشد . لفظ « غوى » احتمال محروميت از ثواب ميدهد . شاعر گويد :
فمن يلق خيراً يحمد الناس امره * و من يغولا يعدم على الغى لائماً
هر كس به خير برسد ، مردم كارش را مىستايند و هر كس محروم شود ، مردم او را ملامت مىكنند .
ممكن است مقصود از غوايت آدم محروميت او از خلود در بهشت باشد . زيرا انتظار داشت كه با خوردن درخت ممنوع براى هميشه در بهشت ماندگار شود .
ثُمَّ اجْتَباهُ رَبُّهُ فَتابَ عَلَيْهِ وَ هَدى
: خداوند او را براى رسالت برگزيد و توبهاش را پذيرفت و او را بذكر خويش هدايت كرد .
برخى گويند : هدايتش كرد براى كلماتى كه از خداوند تلقى كرد .
قالَ اهْبِطا مِنْها جَمِيعاً بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنِ اتَّبَعَ هُدايَ فَلا يَضِلُّ وَ لا يَشْقى
: خداوند به آنها فرمود : از بهشت فرو آييد