وَ كَذلِكَ أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا وَ صَرَّفْنا فِيهِ مِنَ الْوَعِيدِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ
:
همانطورى كه ما اخبار قيامت را براى تو گفتيم ، اين كتاب خواندنى را به زبان عربى بر تو نازل كرديم و تهديدهاى خود را نسبت بكجروان در آن بصورتها و الفاظ مختلف بيان كرديم ، شايد از معصيت بپرهيزند .
برخى گويند : يعنى قرآن را نازل كرديم تا قوم عرب پيش از نزول عذاب ، تقوى پيشه كنند .
أَوْ يُحْدِثُ لَهُمْ ذِكْراً
: يا اينكه قرآن براى ايشان پند و عبرت را تجديد كند . يعنى بوسيلهء قرآن به ياد كيفر اقوام پيشين بيفتند و عبرت گيرند . بديهى است كه تذكر در موقع استماع و قرائت قرآن است .
چنان كه ميفرمايد :
« وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إِيماناً »
( انفال 2 ) هنگامى كه آيات قرآن بر ايشان خوانده شود ، بر ايمانشان افزوده مىشود .
فَتَعالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ
: صفات خداوند بر صفات همهء مخلوقات برترى دارد و در وهم و خيال نمىگنجد . او از همه كس داناتر و تواناتر است و هر دانا و توانايى محتاج اوست و او از همگان بىنياز است . ديگران اگر بيك چيز توانا يا دانا هستند ، به چيزهاى ديگر عاجز و نادانند . دانايان ديگر ممكن است دچار سهو و نسيان شوند اما خداوند همواره توانا و دانا بوده و هست .
هامش
( چنان كه مىفرمايد :« وَ مَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ »( مائده 5 ) كسى كه به ايمان كفر بورزد ، عملش باطل مىشود . اما در مورد افراد مؤمن - كه در آيهء بالا به آن اشاره شده استوَ مَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ . . .- حبط يعنى باطل شدن عمل وجود ندارد . زيرا چنان كه گفتيم ، كفر و . . . موجب حبط عمل است و افراد مؤمن از كفر و شرك و تكذيب و . . . منزه هستند .
اما كلمه تحابط در متن به اين معنى است كه عمل نيك و بد هيچكدام ديگرى را باطل نميكند . زيرا از جملهء« فَلا يَخافُ . . . »همين مطلب برمىآيد و اين مطلب منافات با اين ندارد كه قرآن مىفرمايد :« إِلَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلًا صالِحاً فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ »( فرقان 70 ) يعنى كسانى كه توبه كنند و ايمان آورند و كار شايسته كنند ، خداوند بديهايشان را تبديل به - نيكى مىكند .