ترجمه :
در آن روز از پى دعوت كنندهء خدا كه از هيچكس او را عدول نيست ، مىروند و آهنگها در برابر خداوند خاشع مىگردند و هيچ صدايى جز صداى پاها نميشنوى .
در آن روز شفاعت كسى سود ندارد مگر آنكه خدا او را اذن داده و بقول او راضى شده است .
خداوند به آنچه پيش روى آنها و پشتسر آنهاست ، عالم است و به علم او احاطه ندارند .
و صورتها براى خداوند زندهء پايدار خضوع مىكنند و زيانكار است كسى كه بار ظلم بر دوش دارد و هر كس كار شايسته كند و مؤمن باشد ، از ظلم و از كم شدن حسنات نمىترسد .
اين چنين ، اين كتاب را قرآنى عربى نازل كرديم و تهديدها را در آن تكرار كرديم .
شايد بپرهيزند يا قرآن تذكرى در آنها پديدار كند . بزرگ است پادشاه حق . به قرآن شتاب نكن پيش از آنكه وحى آن بپايان برسد و بگو : خدايا علم را زياد كن . از اين پيش به آدم نيز امر كرديم . او فراموش كرد و برايش عزمى نيافتيم .
قرائت :
لا يخاف : ابن كثير به جزم و ديگران به رفع خواندهاند . بنا بر اول فعل نهى است .
ان يقضى اليك وحيه : يعقوب فعل را بصيغهء متكلم معلوم و « وحيه » را به - نصب خوانده است . از نظر معنى ميان اين قرائت و قرائت ديگران فرقى نيست .
لغت :
همس : مخفى داشتن سخن و صداى پنهان .
عنوه : خضوع و خوارى . چيزى كه به عنوه گرفته شود ، يعنى به غلبه . لازم نيست كه هميشه خضوع و خوارى در مفهوم « عنوه » از روى قهر و غلبه باشد ، بلكه گاه نيز ناشى از حالت تسليم طرف است .
هضم : نقص . هضم غذا بوسيلهء معده نيز به معنى كم كردن غذاست .
عزم : اراده و تصميم بر فعل .