پنهان نيست .
برخى گويند : يعنى از آنچه پيش روى ايشان است در آخرت و از آنچه پشت سر ايشان است در دنيا ، آگاهى دارد .
وَ لا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً
: اما آنها بمقدورات و معلومات خداوند آگاه نيستند . يا اينكه بكنه عظمت او آگاه نيستند .
برخى گويند : يعنى هيچكس بكردار گذشته و آيندهء ايشان آگاه نيست ، مگر آنكه خدا آگاهش كرده است .
برخى گويند : يعنى خدا را به حواس درك نميكنند تا به او احاطهء علمى پيدا كنند .
وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ
: صورتها در برابر خداوند كه زنده و پايدار است ، همچون صورت اسيران به حال خضوع و خوارى درمىآيند و در برابر فرمان او تسليم هستند . بديهى است كه اثر خوارى بر پيشانيها ظاهر مىشود .
برخى گويند : منظور از « وجوه » سران و زمامداران هستند كه خوار و خفيف مىشوند و از اريكهء قدرت سقوط مىكنند .
وَ قَدْ خابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْماً
: آنهايى كه گرفتار شرك شدهاند ، زيانكارند . يا اينكه آنهايى كه ستمكار و كافر وارد محشر مىشوند ، ثوابى نمىبرند .
وَ مَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلا يَخافُ ظُلْماً وَ لا هَضْماً
: كسانى كه خدا را اطاعت كنند و خدا را بشناسند و دين و محتويات آن را تصديق كنند ، بيمى ندارند كه به آنها ظلم شود و بر گناهان ايشان افزوده شود يا از حسنات ايشان كاسته گردد .
بنا بقرائت نهى ، يعنى بايد از ظلم و نقصان نترسد . بديهى است كه نهى از ترس ، امر به ايمنى است .
اين آيه ، دلالت بر بطلان تحابط دارد . « 1 »
هامش
( 1 ) - مرحوم طبرسى در اينجا مطلب را بطور سربسته گفته و گذشته است . با مراجعه به آيات قرآنى معلوم مىشود كه حبط عبارت است از باطل شدن عمل خوب ، بواسطهء كفر و شرك و . . .