زيرا اين زمان نسبت به روز قيامت و دوران گرفتارى ايشان در عذاب جهنم ، بيك روز شبيهتر و نزديكتر است . چنان كه در جاى ديگر مىفرمايد :
« لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا عَشِيَّةً أَوْ ضُحاها »
( نازعات 79 ) جز شبانگاهى يا بامداد آن بسر نبردهاند .
جبائى گويد : آنها اين جمله را بعد از انقطاع عذاب قبر مىگويند . زيرا خداوند بعد از عذاب قبر آنها را باز ميگرداند .
سپس به پيامبرش مىفرمايد :
وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْجِبالِ فَقُلْ يَنْسِفُها رَبِّي نَسْفاً
: منكران قيامت ، در بارهء كوهها از تو سؤال ميكنند ، بگو : پروردگارم آنها را مثل خاكستر نرم مىكند و آنها را بر باد ميدهد . در نتيجه هيچ كوهى بر روى زمين باقى نمىماند . برخى گويند : خداوند كوهها را به شكل غبار درمىآورد .
مردى از ثقيف از پيامبر خدا پرسيد : روز قيامت كوهها چه مىشوند ؟
فرمود :
خداوند آنها را خاكستر مىكند آن گاه باد بر آنها مىوزد تا پراكنده شوند .
فَيَذَرُها قاعاً صَفْصَفاً
: سرانجام به صورت زمينى هموار و مسطح در مىآيند .
ابن عباس و مجاهد گويند : قاع و صفصف داراى يك معنى و بمعنى زمين بىگياه هستند .
لا تَرى فِيها عِوَجاً وَ لا أَمْتاً
: كه در آن هيچگونه پستى و بلندى مشاهده نخواهى كرد .
حسن گويد : « عوج » نشيب و « امت » فراز است .
مجاهد گويد : يعنى در جاى كوهها وادى و تپهاى نمينگرى .