كرد . يا اينكه فراموش كرد كه گوساله ، موجودى است حادث و نميتواند خدا باشد .
اكنون خداوند از راه استدلال مىفرمايد :
أَ فَلا يَرَوْنَ أَلَّا يَرْجِعُ إِلَيْهِمْ قَوْلًا
: آيا بنى اسرائيل نمىدانستند كه گوساله جواب سخن ايشان را نميدهد و شايستهء خدايى نيست ؟
وَ لا يَمْلِكُ لَهُمْ ضَرًّا وَ لا نَفْعاً
: و قادر نيست كه به ايشان سود و زيانى برساند .
بديهى است كه چنين موجودى شايستهء پرستش نيست .
مقاتل گويد : همين كه از وعدهء موسى سى و پنج روز گذشت ، سامرى بنى اسرائيل را وادار كرد كه زيورهاى عاريتى فرعونيان را جمع كنند و چون جمع كردند ، همه را ذوب كرد و به شكل گوساله درآورد . اين كار را در روزهاى سى و ششم و سى و هفتم و سى و هشتم انجام داد . سپس در روز سى و نهم آنها را وادار به گوساله پرستى كرد . روز چهلم موسى مراجعت كرد .
سعيد بن جبير گويد : سامرى كرمانى بود و بنى اسرائيل از او اطاعت مىكردند .
برخى گويند : وى از جايى بود كه مردم آن گاو مىپرستيدند و او هم چنان نسبت به گاو علاقهمند بود .
برخى گويند : او بنى اسرائيلى بود و پس از عبور از دريا به نفاق گراييد . هنگامى كه بنى اسرائيل به موسى گفتند : براى ما نيز خدايى معين كن ، چنان كه آنها نيز خدايى داشتند ، سامرى فرصت را غنيمت شمرد و گوساله را ساخت و آنها را بسوى آن دعوت كرد .
وَ لَقَدْ قالَ لَهُمْ هارُونُ مِنْ قَبْلُ يا قَوْمِ إِنَّما فُتِنْتُمْ بِهِ
: هارون پيش از مراجعت موسى از روى موعظه و نصيحت به آنها گفته بود كه خداوند در پرستش بر شما سخت گرفته است . خداى يكتا را بشناسيد و او را بپرستيد و گوساله پرستى نكنيد .
ممكن است منظور اين باشد كه : سامرى شما را بفتنه افكنده و گمراه كرده است .
وَ إِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمنُ فَاتَّبِعُونِي وَ أَطِيعُوا أَمْرِي
: خداى شما بخشايشگر