گناه ، سنگينى آن را متحمل مىشود . جمع وزر ، اوزار است .
خوار : آوازى كه به شدت ، تغيير مىكند . مثل صداى گاو و غير آن .
عكوف : درنگ كردن . اعتكاف در مسجد ، يعنى ماندن در مسجد .
رقبة : انتظار . مرقب جاى بلندى است براى مراقبت و ديدهبانى .
بصر : آگاهى و ابصار ديدن .
اعراب :
فَكَذلِكَ أَلْقَى
: كاف صفت مصدر محذوف است . يعنى : « القى السامرى القاء مثل القائنا » .
جسدا : بدل از عجلا .
أَلَّا يَرْجِعُ
: يعنى « انه لا يرجع » ممكن است « يرجع » را نصب داد .
ضلوا : در محل نصب و حال به تقدير « قد ضلوا » .
أَلَّا تَتَّبِعَنِ
: در محل جر به « من » محذوف يا در محل نصب . يعنى « ما منعك من اتباعى » و حرف لاء زائده است . مثل :
« ما مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ »
.
مقصود :
قالُوا ما أَخْلَفْنا مَوْعِدَكَ بِمَلْكِنا
: آنهايى كه گوساله پرست نشده بودند ، گفتند : مخالفت وعده تو به اختيار ما نبود . زيرا نميتوانستيم گوساله پرستان را از كار زشتشان باز داريم . آنها زياد بودند و ما كم .
در روايت است كه فقط دوازده هزار نفر از قوم گوساله پرست نشده بودند و بقيه كه هفتصد هزار نفر بودند همه گوساله پرست شده بودند . بنا بر اين ، دوازده هزار نفر از عهدهء هفتصد هزار نفر برنمىآمدند .
وَ لكِنَّا حُمِّلْنا أَوْزاراً مِنْ زِينَةِ الْقَوْمِ
: ولى ما بارهايى از زيورهاى فرعونيان با خود حمل كرده بوديم .
اين زيورها را قوم فرعون برسم عاريه به ايشان سپرده بودند . برخى گويند :
طلا و نقره و زيورهايى بود كه در موقع غرق شدن ايشان به ساحل افتاد و بنى اسرائيل