ترجمه :
گفتند : ما به اختيار خود وعدهء ترا خلاف نكرديم . بلكه چيزهاى زينتى قوم را با خود آورده بوديم و آنها را براى ذوب شدن در آتش افكنديم . سامرى اينطور القاء كرد . او براى ايشان گوسالهاى بزرگ كه داراى آهنگى بود بيرون آورده ، گفت :
اين است خداى شما و خداى موسى و فراموش كرد . آيا نميدانستند كه گوساله ، جواب آنها را نميدهد ، و به ايشان سود و زيانى نميرساند ؟ قبلا هارون به ايشان گفته بود : اى قوم ، شما گرفتار امتحان شدهايد . خداى شما رحمان است . مرا پيروى كنيد و امر مرا اطاعت كنيد . گفتند : ما دست از عبادت او بر نميداريم تا موسى بازگردد . موسى به هارون گفت : چرا وقتى ديدى كه آنها گمراه شدند ، مرا پيروى نكردى ؟ آيا امر مرا عصيان كردى ؟ گفت : فرزند مادر ، ريشم را و سرم را نگير . ترسيدم كه بگويى ميان بنى اسرائيل تفرقه افكندى و به سفارش من عمل نكردى . گفت : اى سامرى ، كار خطرناك تو چيست ؟ گفت : به چيزى آگاهى يافتم كه آنها آگاهى نيافتند . كفى از خاك پاى رسول برگرفتم و در گوساله ريختم . نفس من اينطور كار زشت را در نظرم زينت داد .
قرائت :
بملكنا : اهل مدينه و كوفه و عاصم بفتح ميم و حمزه و كسايى و خلف بضم ميم و ديگران بكسر ميم خواندهاند .
ابو على گويد : در مورد اين كلمه سه لغت است و كسر ميم اكثر است .
حملنا : ابن عامر و حفص و رويس بضم و تشديد و ديگران به فتح و تخفيف خواندهاند . بنا بر اول ، يعنى وادارمان كردند كه بار قوم را برداريم ، و بنا بر قرائت دوم يعنى خودمان برداشتيم .
لم يبصروا : كوفيان - بجز عاصم - به تاء و ديگران به ياء خواندهاند . در قرائت تاء خطاب است به جميع و در قرائت ياء منظور بنى اسرائيل است .
لغت :
وزر : بار سنگين . اينكه به گناه ، وزر گويند به خاطر اين است كه صاحب