حق نزديك شد كه ديدگان كافران خيره شود ( و بگويند ) واى بر ما كه از اين غافل بلكه ظالم بوديم . شما و آنچه جز خدا مىپرستيد ، سنگريزهء جهنميد . شما وارد آن مىشويد . اگر اينها خدا بودند وارد آن نميشدند . آنها در جهنم جاويدانند . آنها را در آتش نالهاى است و در آنجا چيزى نمىشنوند . آنها را كه از پيش وعدهء نيكو دادهايم ، از آتش دورند . صداى آن را نمىشنوند و در آنچه مىخواهند ، جاويدانند .
ترس بزرگتر آنها را محزون نميكند . فرشتگان آنها را ملاقات كرده ، گويند : اين است روزتان كه وعده داده مىشديد .
قرائت :
فتحت : ابو جعفر و ابن عامر و يعقوب به تشديد و ديگران بدون تشديد خواندهاند . تخفيف بنا بر اسناد فعل به يأجوج و مأجوج و تشديد بنا بر اسناد فعل به - كثير است . مثل
« مُفَتَّحَةً لَهُمُ الْأَبْوابُ »
( ص 50 ) اختلاف در باره يأجوج و مأجوج در سورهء كهف گذشت .
جدث : اين كلمه در لغت اهل حجاز بمعنى قبر است و در لغت تميم « جدف » خوانده مىشود .
حصب : اين كلمه « حطب » و « خضب » نيز خوانده شده و همه بيك معنى هستند .
لغت :
حدب : ارتفاع زمين .
نسول : خروج .
شخوص : خيره شدن .
حسيس : حركت .
اعراب :
وَ اقْتَرَبَ
: گفتهاند : اين واو مطروح و فعل جواب شرط است . لكن بعقيدهء بصريان واو غير مطروح و جواب شرط « يا ويلنا » است به تقدير « قالوا يا ويلنا » .
فَإِذا هِيَ شاخِصَةٌ
: « اذا » ظرف مكان و عامل آن « شاخصة » است و « هى »