و علم عطا كرديم و كوهها را با داوود تسخير كرديم كه با مرغان تسبيح ميكردند و ما كنندهء اين كار بوديم و بداوود صنعت زره آموختيم تا شما را از ضربت سلاح دشمن حفظ كند . آيا شما شاكريد ؟
قرائت :
لتحصنكم : ابو جعفر و ابن عامر و حفص از عاصم و روح و زيد بتاء و ابو بكر از عاصم و رويس از يعقوب به نون و ديگران بياء خواندهاند . اگر به ياء بخوانيم ضمير فاعل به « اللَّه » يا « لباس » يا « داوود » بر ميگردد و اگر به تاء بخوانيم به « لبوس » كه به معنى « درع » است برميگردد و اگر به نون بخوانيم با « علمناه » مناسب است .
لغت :
نفش : راه يافتن گوسفند و شتر در شب بمزرعه .
لبوس : زره يا شمشير يا نيزه . برخى گفتهاند : هر چه پوشيده شود . خواه زره باشد خواه لباس .
احصان : حفظ كردن .
اعراب :
نوحا : عطف بر « لوطا » .
إِذْ نَفَشَتْ
: متعلق به « يحكمان » .
وَ كُنَّا لِحُكْمِهِمْ شاهِدِينَ
: حال .
كلا : مفعول اول « آتينا » و « حكماً » مفعول ثانى .
يسبحن : حال از « جبال » الطير : عطف بر « جبال » يا مفعول معه .
مقصود :
بدنبال قصهء ابراهيم و لوط ، بذكر داستان نوح و داوود پرداخته ، مىفرمايد :
وَ نُوحاً إِذْ نادى مِنْ قَبْلُ
: پيش از لوط و ابراهيم ، نوح دعا كرد :
« رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً
: ( نوح 26 ) خدايا ، از مردم كافر احدى بر روى زمين