لغت :
نافله : بخشش خاص . نفل آن نفعى است كه زائد بر حد واجب باشد . نافلهء نماز زائد بر حد واجب است . برخى گفتهاند : نافله غنيمت است . شاعر گويد : للَّه نافلة الاعز الافضل براى خداست غنيمت كسى كه عزيزتر و برتر است .
اعراب :
نافلة : حال و بقولى مفعول مطلق .
يهدون : صفت براى « ائمة » و دو مفعول آن محذوف است .
اقام : حذف تاء آن بخاطر اضافه است .
لوطاً : منسوب به فعل مقدر و مفسر آن فعل بعد و در اين صورت جملهء فعليه عطف شده بر جملهء فعليه و اولى است .
فاسقين : صفت قوم يا خبر بعد از خبر .
مقصود :
اكنون خداوند تمام نعمت خود را دربارهء ابراهيم شرح داده مىفرمايد :
وَ نَجَّيْناهُ
وَ لُوطاً
: ابراهيم و برادر زادهاش لوط را نجات داديم و رفعت بخشيديم .
إِلَى الْأَرْضِ الَّتِي بارَكْنا فِيها لِلْعالَمِينَ
: و آنها را به سرزمينى برديم كه داراى خير و بركت بود . برخى گويند : اين سرزمين شام بود ، كه همهء نعمتها در آن فراوان بود . برخى گويند : سرزمين بيت المقدس بود كه جايگاه انبياست . برخى گويند : مكه بود كه در آنجا كعبهء مقدس و اولين خانهء مردم است .
وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ نافِلَةً
: اسحاق را به او بخشيديم و اضافه بر آن يعقوب را هم كه ابراهيم دعا نكرده بود ، بوى داديم . بنا بر اين يعقوب نافله يعنى بخشش زائده است . اما در بارهء اسحاق دعا كرده ، گفته بود :
« رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ »
( صافات 100 ) .
برخى گويند : هم اسحاق نافله است و هم يعقوب . زيرا هر دو را بدون استحقاق