من شما را بوحى انذار مىكنم و كران در وقتى كه انذار مىشوند ، دعوت را نمىشنوند .
قرائت :
يسمع : ابن عامر بضم تاء و كسر ميم و « الصم » را به نصب و ديگران بفتح ياءِ و « الصم » را به رفع خواندهاند . بنا بر اول خطاب به پيامبر است . چنان كه ميفرمايد :
« وَ ما أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ »
( فاطر 22 )
لغت :
كلائة : حفظ .
فرق ميان « سخريه » و « هزء » اين است كه در اولى تسخير و تذليل است ولى در دومى نه .
اعراب :
أَمْ لَهُمْ آلِهَةٌ
: اين « ام » منقطعه است يعنى « بل » .
لا يَسْتَطِيعُونَ
: جمله مستأنفه و نميتواند حال يا صفت براى « آلهة » باشد .
مقصود :
اكنون به منظور تسليت به پيامبر خويش مىفرمايد :
وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ فَحاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُوا مِنْهُمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ
: همانطورى كه اينها ترا استهزاء ميكنند ، گذشتگان نيز پيامبران پيش از ترا استهزاء كردند و سرانجام و بال و نتيجهء استهزايشان دامنگير خودشان شد .
قُلْ مَنْ يَكْلَؤُكُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ مِنَ الرَّحْمنِ
: به اينها بگو : چه كسى مىتواند شما را در ظرف شب و روز از عذاب خداوند رحمان حفظ كند ؟ اين استفهام به معناى نفى است . يعنى هيچكس نميتواند شما را از عذاب خدا حفظ كند .
بَلْ هُمْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِمْ مُعْرِضُونَ
: بلكه آنها از كتاب خدا رو مىگردانند و به - آن ايمان نميآورند و در بارهء آن نميانديشند .
برخى گويند : يعنى آنها التفاتى بدلائل و براهين نشان نميدهند .
سپس به منظور توبيخ ايشان ميفرمايد :