ثروت است و شر بيمارى و فقر است .
برخى از زهاد گويند : شر غلبهء هوى است بر نفس و خير خود نگهدارى از معصيت است .
وَ إِلَيْنا تُرْجَعُونَ
: سر انجام به حكم ما برميگرديد تا جزاى نيك و بد اعمال خود را ببينيد .
نظم :
« وَ ما جَعَلْنا لِبَشَرٍ مِنْ قَبْلِكَ الْخُلْدَ . . . »
متصل است بمطالبى كه قبلًا در بارهء خلقت اشياء ذكر شد . زيرا قبلا بيان كرد كه اشياء را براى زندگى دائم نيافريده ، بلكه براى اين آفريده است كه وسيلهاى براى دست يافتن به نعمتهاى آخرت باشند .
پس هر انسانى بايد بميرد و به جزا برسد .