تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١

ترجمه :

براى آنها در بارهء زندگى اين جهان مثل بزن . همچون آبى كه از آسمان نازل كرده‌ايم و بوسيلهء آن گياهان زمين بهم در آميزند آن گاه خشك گردند و بادها آنها را پراكنده كنند و خداوند بر همه چيز تواناست . مال و فرزندان ، زينت زندگى اين جهان هستند و باقيات صالحات ، نزد پروردگارت ، پاداششان بهتر و اميدشان بيشتر است . روزى كه كوه‌ها را به راه اندازيم و زمين را آشكار بينى و آنها را محشور كنيم و هيچيك را ترك نكنيم و بصف در آمده ، به پروردگارت عرضه شوند . به آنها گفته شود : چنان كه اول بار ، شما را خلق كرده بوديم ، پيش ما آمده‌ايد ، ولى گمان ميكرديد كه هرگز براى شما وعده‌گاهى قرار نداده‌ايم . و نامه‌ها گذارده شوند و گنهكاران را از مضمون آن هراسان بينى و گويند : واى بر ما ! اين چه كتابى است كه گناه كوچك يا بزرگى را ترك نكرده ، مگر اينكه به شمار آورده است و هر چه كرده‌اند ، حاضر يابند و پروردگارت به كسى ستم نمىكند .

قرائت :

نسير الجبال : ابن عامر و ابن كثير و ابو عمر ، بتاء مضموم و ياء مفتوح و رفع « الجبال » خوانده‌اند و ديگران بنون مضموم و ياءِ مكسور و نصب « الجبال » خوانده‌اند . نمونهء قرائت اول
« وَ سُيِّرَتِ الْجِبالُ »
( نبأ 20 ) و
« إِذَا الْجِبالُ سُيِّرَتْ »
( تكوير 3 ) است . لكن قرائت دوم با حشرناهم فلم نغادر . . . شبيه‌تر است .

لغت :

هشيم : گياه خشكيده . ذرو و تذريه : بردن باد چيزهاى سبك را به اين طرف و آن طرف و « اذريت - الرجل عن الدابه » يعنى : او را از مركب به زير انداختم . شاعر گويد :
فقلت له صوب و لا تجهدنه * فيذرك من اخرى القطاة فتزلق
يعنى : به او گفتم : اسب را بدوان و او را به زحمت مينداز كه ترا بر زمين مىاندازد .