در آيد كه هيچگونه گياهى در آن وجود نداشته باشد و پاهاى انسان را بلغزاند و بعد از آنى كه اين زمين ، سودمندترين زمينها بوده است ، به صورت زيانبخشترين اراضى در آيد .
أَوْ يُصْبِحَ ماؤُها غَوْراً
: يا اينكه ممكن است اين آب ، بخشكد و به زمين فرو رود و اين زمين از بىآبترين زمينها شود .
فَلَنْ تَسْتَطِيعَ لَهُ طَلَباً
: اگر اين آب ، به زمين فرو رود ، تو نمىتوانى آن را بدست آورى .
برخى گويند : يعنى اگر اين آب ، به زمين فرو رفت و ناياب شد ، نمىتوانى آب ديگرى بدست آورى و محصولات خود را آبيارى كنى .
وَ أُحِيطَ بِثَمَرِهِ
: سرانجام ، عذاب و آفت آسمانى بر باغ فرود آمد و درختان را همگى در برگرفت و نخلها و تاكها را نابود كرد . در خبر است كه : خداوند آتشى فرستاد و درختها را سوزانيد و آبها را بر زمين فرو برد .
فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ عَلى ما أَنْفَقَ فِيها
: اين كافر خيرهسر ، دستها را ، بر هم مىزد و بر سرمايهاى كه در راه پرورش درختان ، خرج كرده بود ، تأسف و حسرت مىخورد .
ابن عباس مىگويد : يعنى دست بر پشت دست مىزد . اين كار را معمولا در موقع ندامت ، انجام مىدهند . بنا بر اين علامت پشيمانى است .
وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها
: در حالى كه سقفهايى كه براى درختهاى انگور درست كرده بودند ، بر زمين سقوط كرده و پايهها بر سقفها افتاده بود . معمولا ابتدا سقف فرو مىريزد ، سپس ديوار سقف مىافتد .
برخى گويند : عروش ، بناهاست . يعنى ديوار خانههايى كه با درختهاى انگور ساخته بودند ، باقى مانده بود اما خود درختها از بين رفته بودند و ديوار خالى خيرى نداشت .
وَ يَقُولُ يا لَيْتَنِي لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّي أَحَداً
: بعد از آنكه ثروت را از دست داد ، از كفر و بىباكى خود پشيمان شد ، اما اين پشيمانى سودى نداشت ، زيرا از روى توجه