اعراب :
مكاناً : مفعول فيه .
بَشَراً سَوِيًّا
: حال .
مقصود :
اكنون بدنبال داستان زكريا به شرح داستان مريم و عيسى پرداخته ، مىفرمايد :
وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ مَرْيَمَ
: در قرآن مجيد ، داستان مريم و تولد عيسى و شايستگى آنها را شرح بده ، تا مردم متنبه شوند و براى تو معجزهاى باشد .
إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِها مَكاناً شَرْقِيًّا
: هنگامى كه مريم از خانوادهء خود كناره گرفت و در سمت شرق جايگزين شد .
ابن عباس گويد : علت اينكه مسيحيان قبلهء خود را در جانب مشرق قرار دادهاند ، همين است كه مريم بسوى مشرق رفت .
جبائى گويد : براى عبادت ، در سمت مشرق خلوت كرد . اصم و ابو مسلم گويند :
به آنجا رفت كه مردم او را نبينند . عطا گويد : در يك روز بسيار سرد ، مىخواست جاى خلوتى پيدا كند و سر خود را برهنه سازد ، از اينرو در مقابل خورشيد نشست تا از اشعهء خورشيد استفاده كند .
فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجاباً
: براى اينكه كسى او را نبيند ، خود را از آنها پنهان ساخت .
فَأَرْسَلْنا إِلَيْها رُوحَنا فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا
: ابن عباس و حسن و قتاده گويند : يعنى جبرئيل را بسوى او فرستاديم و به صورت يك بشر كامل در برابر او آشكار گشت . علت اينكه جبرئيل را روح ناميده ، اين است كه وى روحانى است . علت اسناد روح بخويش تشريف و تجليل است . ابو مسلم گويد : يعنى براى روحى كه مسيح از آن خلق شد ، انسانى صورت بست . معناى اول مورد قبول همهء مفسرين است . عكرمه گويد :
هنگامى كه مريم حائض مىشد ، از مسجد خارج مىشد و پيش خالهء خود - زن زكريا -