را به زكريا بخشيديم و او را صاحب عقل و خرد كرديم و به او دستور داديم كه تورات را با نيرويى كه به او عطا كردهايم ، برگيرد . برخى گفتهاند : يعنى تورات را با تصميم به اينكه بدستور آن عمل كنى ، برگير .
وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا
: ابن عباس گويد : يحيى در سه سالگى به پيامبرى رسيد . عياشى از على بن ساباط روايت كرده است كه گفت : در راه مصر بمدينه رفتم و بر امام جواد داخل شدم . در اينوقت ، او پنجساله بود . در بارهاش تأمل كردم كه در مصر اوصاف او را براى دوستانم شرح دهم . به من نگاه كرد و فرمود : خداوند امامت را هم مثل نبوت قرار داده است . مىفرمايد : « همين كه يوسف به سن رشد رسيد و نيرو گرفت ، به او حكمت و علم بخشيديم » ( يوسف 22 ) و مىفرمايد : « يحيى را در كودكى حكمت بخشيديم » پس جايز است كه حكمت را - كه همان نبوت و امامت است - به مرد چهل ساله ببخشد يا بكودك خردسال . مجاهد گويد : مقصود از حكم ، قوهء فهم كتاب است تا از آن فايدهء بزرگ برگيرد . معمر گويد : كودكان به يحيى گفتند : بيا بازى كنيم . گفت : ما براى بازى خلق نشدهايم . از اينرو خداوند در بارهاش نازل كرد :
وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا
از امام هشتم نيز اين مطلب نقل شده است .
وَ حَناناً مِنْ لَدُنَّا
: ابن عباس و قتاده و حسن گويند : يعنى رحمت خويش را بر او نازل كرديم . جبائى گويد : يعنى قلب او را نسبت بمردم مهربان كرديم ، تا آنها را به طاعت خدا دعوت كند . عكرمه گويد : يعنى محبت خود را به او داديم . اصل اين كلمه ، به معناى شفقت و رقت است . حنين ناقه ، يعنى اشتياق شتر بفرزندش . از امام باقر ( ع ) روايت شده است كه : خداوند به او رحم كرد و هر گاه مىگفت : « يا رب » ، جواب ميداد : لبيك !
وَ زَكاةً
: قتاده و ضحاك و ابن جريح گويند : يعنى به او عمل صالح و پاك بخشيديم .
حسن گويد : يعنى هر كس دينش را قبول كرد ، پاك گردانيديم . ابن عباس گويد :
منظور طاعت خدا و اخلاص است . كلبى گويد : يعنى خداوند او را به پدر و مادرش صدقه داد . جبائى گويد : يعنى بوسيلهء ستايش ، پاكى و خوبى او را آشكار ساختيم .