وَ كانَ تَقِيًّا
: او در پيشگاه خدا ، مخلص و مطيع و متقى بود . او هرگز حتى فكر گناه هم نكرد .
پرسش :
در اينجا خداوند مىگويد : پاكى را ما به او بخشيديم . در حالى كه يحيى با مجاهدات و عبادات خود بمرتبهء پاكى نائل آمد ! پاسخ :
منظور اين است كه از بركت الطاف خداوند ، به پاكى نائل شده است . بخصوص كه او هنوز كودكى خردسال بود . بعلاوه ، وى از هدايت الهى برخوردار گشت .
وَ بَرًّا بِوالِدَيْهِ
: او نسبت به پدر و مادر نيكوكار بود و امر آنها را اطاعت مىكرد و مىكوشيد كه خشنودى آنها را فراهم سازد .
وَ لَمْ يَكُنْ جَبَّاراً عَصِيًّا
: او اهل تكبر و تطاول و گناه نبود . ابن عباس گويد :
يعنى آزارش به كسى نمىرسيد .
وَ سَلامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَ يَوْمَ يَمُوتُ وَ يَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا
: بروز ولادت و روز مرگ و روز قيامت ، سلام ما بر او باد ! كلبى گويد : يعنى در اين روزها سلامت و امنيت دارد . در دنيا از اغواى شيطان و در روز مرگ از بلاى دنيا و عذاب قبر و در روز قيامت از وحشت و عذاب جهنم ، آسوده است . كلمهء « حياً » تأكيد است براى « يبعث » برخى گويند : يعنى يحيى با شهداء مبعوث مىشود ، زيرا قرآن آنها را « زندگان » وصف كرده است . سفيان بن عيينه گويد : وحشتناكترين حالات انسان در سه حالت است : روزى كه از رحم مادر خارج و داخل دنياى وسيع مىشود و روزى كه مىميرد و خود را در ميان كسانى مىنگرد كه آنها را نديده است و روزى كه محشور مىشود و خود را در محشرى عظيم مشاهده مىكند . خداوند يحيى را مورد لطف قرار داد و در اين سه حالت به او ايمنى و سلامت بخشيد . برخى گويند : سلام ولادت ، تفضل و سلام دوم و سوم ، ثواب و جزاست .