لغت :
فردوس : باغى كه انواع ميوهها و گلها را داشته باشد . برخى گفتهاند :
صحراى پر گياه است . گويند : اصل اين كلمه رومى است و در ادبيات عرب - بجز در بيتى از حسان - استعمال نشده است -
فان ثواب اللَّه كل موحد * جنان من الفردوس فيها يخلد
يعنى : پاداش خداوند باغهايى از فردوس است كه افراد يكتا پرست ، در آن جاودان هستند .
حول : تحول و ديگرگونى . اين مصدر بر وزن صغر و عظم است .
مداد : وسيلهء نگارش .
مدد : آمدن چيزى بدنبال چيزى .
كلمه : جزئى از كلام . به قصيده هم - از لحاظ اينكه كلام واحدى است - كلمه گفته مىشود .
ممكن است گفته شود « كلمات » جمع قليل است و در اينجا به معناى كثير استعمال شده است . پاسخ اين است كه : در ادبيات عرب ، استعمال جمع قليل بجاى جمع كثير و بالعكس مانعى ندارد . چنان كه مىفرمايد :
وَ هُمْ فِي الْغُرُفاتِ آمِنُونَ
( سبا 37 ) با اينكه غرفههاى بهشت از حد شمارش بيرون است و مىفرمايد :
هُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ اللَّهِ
( آل عمران 163 ) با اينكه درجات نيز بىنهايت است . حسان گويد :
لنا الجفنات الغر يلمعن فى الضحى * و اسيافنا يقطون من نجدة دما
يعنى : ما راست كاسههاى سفيدى كه در روز مىدرخشند و از شمشير ما - بر اثر شجاعت - خون مىچكد « 1 » .
هامش
( 1 ) در اين شعر نيز چند جمع قليل بجاى كثير به كار رفته است . مىگويند : نابغهء ذبيانى كه در بازار عكاظ در زير قبهاى سرخ مىنشست و شعر اشعار خود را براى او مىخواندند به حسان گفت : تو شاعرى . لكن كاسهها و شمشيرهاى خود را كم كردهاى ! يعنى بجاى اسياف بايد سيوف و بجاى جفنات بايد « جفان » بگويى ، مىگويند : خنساء نيز به حسان اعتراض كرد و گفت :