دلايل من تفكر نمىكردند . چنان كه گويى بر چشم ايشان پردهاى افتاده بود و آنها را از ادراك مانع مىشد .
وَ كانُوا لا يَسْتَطِيعُونَ سَمْعاً
: و همچنين شنيدن قرآن و ذكر خداوند بر آنها دشوار شود . هر گاه بگويند : فلان كس نمىتواند به تو نگاه كند و سخن ترا بشنود ، يعنى بر او دشوار است . منظور كورى چشم دل است .
أَ فَحَسِبَ الَّذِينَ
كَفَرُوا أَنْ يَتَّخِذُوا عِبادِي مِنْ دُونِي أَوْلِياءَ
: آيا مردمى كه منكر يگانگى خداوند شدهاند ، گمان مىكنند كه خدايان پندارى ، آنها را يارى و از كيفر آنها منع مىكنند ؟ منظور از اين خدايان پندارى كه از آنها به « عباد » تعبير شده ، مسيح و فرشتگان است كه مشركين آنها را معبود خود مىپنداشتند و آنها از ايشان و از هر مشركى بيزار بودند . ابن عباس گويد : يعنى آيا مردم كافر گمان مىكنند كه با پرستش خدايان موهوم گرفتار خشم من نخواهند شد و من آنها را كيفر نخواهم كرد ؟ !
إِنَّا أَعْتَدْنا جَهَنَّمَ لِلْكافِرِينَ نُزُلًا
: ما جهنم را براى مردم كافر مهيا كردهايم ، چنان كه براى مهمان ، غذا فراهم مىكنند .
قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمالًا
: اى محمد ، به ايشان بگو : آيا از كسانى كه زيانكارترين مردم هستند ، شما را خبر دهم ؟ مقصود از اين قوم ، كافران اهل كتاب ، يعنى يهود و نصارى است .
الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً
: اينها عملشان در اين جهان ، بيهوده و باطل است ، مع الوصف گمان مىكنند كه عملشان نيكو و در راه اطاعت و قربت است . عياشى روايت كرده است كه ابن كواء برخاست و از على عليه السلام در بارهء اهل اين آيه سؤال كرد . فرمود : اينان اهل كتاب هستند كه بخداى خويش كفر ورزيدند و در دين خود بدعت گذاشتند و اعمالشان تباه شد . اهل نهروان - يعنى خوارج - از آنها دور نيستند .
أُولئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ وَ لِقائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ
: آنان حجتها