مقصود مقدورات و حكمت و عجايب خداوند است . برخى گويند : مقصود ، معانى و فوايد كلمات خدا يعنى قرآن و ديگر كتب آسمانى است . منظور خود كلمات نيست ، زيرا آنها ثبت شده و پايان يافته است .
مداد ، آن مادهاى است كه تدريجاً مىآيد و بر صفحه نقش مىبندد . ابن انبارى گويد : از اينجهت مداد گفته مىشود كه كاتب را امداد مىكند . به روغن چراغ نيز مداد گفته مىشده است .
عكرمه از ابن عباس نقل كرده است كه : چون آيهء
وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا
( اسراء 85 ) نازل شد ، يهوديان گفتند : ما داراى تورات هستيم و در تورات ، علوم بسيارى ضبط شده است . از اينرو اين آيه نازل شد .
حسن گويد : منظور از كلمات ، علم خداوند است كه قابل ادراك و احصا نيست .
نظير آيهء مورد بحث ، اين آيه است :
وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ . . .
( لقمان 27 ) .
قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ
: ابن عباس گويد :
گويد : خداوند به پيامبر خود ياد مىدهد كه در برابر مردم تواضع كند و خود را برتر از آنها نشمارد ، از اينرو به او دستور مىدهد كه بگويد : او هم مثل ديگران بشر است ، جز اينكه خداوند او را بوحى خويش مفتخر ساخته است . به او وحى شده است كه خداوند شريك ندارد و يكتاست . پيامبر هم هر چه دارد ، از خداست و از خود چيزى ندارد .
فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً
:
كسانى كه به اميد پاداش خدا هستند و به قيامت معتقدند ، از روى اخلاص و براى تقرب به ذات پاكش كوشش كنند و ديگرى را - خواه بشر يا فرشته يا سنگ يا درخت - شريكش نشمارند . برخى گويند : يعنى هر كس از كيفر خدا مىترسد . برخى گويند :
رجاء شامل بيم و اميد هر دو مىشود . چنان كه شاعر گويد :