تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
از اينرو ذو القرنين ناميده شده . در ميان شما نيز مانند او - يعنى خود حضرت - هست . در علت اينكه او را ذو القرنين گفته‌اند ، اقوال ديگرى هم هست : حسن گويد : داراى دو گيسو بود . يعلى بن عبيد گويد : در سرش چيزى شبيه به دو شاخ وجود داشت و در زير كلاه پنهان مىشد . زهرى و زجاج گويند : حكومت او شرق و غرب عالم را فرا فرا گرفت . وهب گويد : در خواب ديد كه چنان به خورشيد نزديك شد كه دو شاخ شرقى و غربى آن را فرا گرفت . قصهء خواب را براى قوم خود نقل كرد و او را ذو القرنين ناميدند . برخى گفته‌اند : دو قرن زندگى كرد . برخى گفته‌اند : نسبش از طرف پدر و مادر ، اصيل و بزرگ بود . معاذ گويد : وى اسكندر رومى است كه اسكندريه را بنا كرد .
قُلْ سَأَتْلُوا عَلَيْكُمْ مِنْهُ ذِكْراً
: بگو : به زودى داستان او را براى شما نقل ميكنم .
إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْضِ
: ما در روى زمين به او قدرت داديم و به او حكومت بخشيديم و او به اصلاح زمين پرداخت . از على ( ع ) روايت شده است كه : خداوند ابر را براى او رام كرد و بر آن سوار شد و همهء اسباب را در اختيارش قرار داد و همه جا را برايش روشن كرد و شب و روز برايش يكسان شد . معناى قدرت پيدا كردن او در روى زمين همين است .
وَ آتَيْناهُ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ سَبَباً
: به او دانشى داديم كه بتواند هر چيزى را از راه سبب آن انجام دهد و به مقصود خود برسد . برخى گويند : يعنى هر چه كه سلاطين براى فتح و پيروزى لازم دارند ، در اختيارش گذاشتيم . برخى گويند : يعنى راه هر چيزى را به او نشان داديم . چنان كه مىفرمايد :
لَعَلِّي أَبْلُغُ الْأَسْبابَ أَسْبابَ السَّماواتِ
( غافر 37 : شايد براه‌هاى آسمانها برسم . )
فَأَتْبَعَ سَبَباً
: و او سببهايى را كه به او تعليم كرده بوديم ، براى رسيدن به مقصود دنبال كرد . از جمله اينكه راه ديار مغرب را پيش گرفت .
حَتَّى إِذا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَها تَغْرُبُ فِي عَيْنٍ حَمِئَةٍ
: در اين سفر ، به جايى رسيد كه ديگر پايان آبادانيها بود و بعد از آن ديگر جاى آبادى وجود نداشت . منظور اين نيست كه به محل غروب خورشيد رسيده است ، زيرا هيچكس به آنجا
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 119 | الشيخ الطبرسي / ستوده / احمد بهشتى