نمىرسد . در آنجا احساس كرد كه گويا خورشيد در چشمهاى گلآلود و تيره رنگ فرو مىرود . اگر چه در حقيقت در پشت آن پنهان مىشد ، زيرا خورشيد در آب نمىنشيند ، بلكه در آسمان است . هر گاه انسان در كنار يا در داخل دريا باشد ، احساس مىكند كه خورشيد در آب دريا غروب مىكند و هر گاه در خشكى باشد ، احساس مىكند كه خورشيد در خاك غروب مىكند ، اما هيچيك واقعيت ندارد . مقصود از « عين حمئة » چشمهء گلآلود و سياه رنگ و مقصود از « عين حاميه » چشمهء آب گرم است . كعب گويد :
در تورات ديدهام كه خورشيد در آب و گل مىنشست .
وَ وَجَدَ عِنْدَها قَوْماً قُلْنا يا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ وَ إِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْناً
:
از اينجا بر مىآيد كه قومى كه ذو القرنين بر سر آن چشمه ديد ، كافر بودند ، از اينرو خداوند به او دستور مىدهد كه آنها را بكشد ، يا اسير كند و آنها را تحت تربيت قرار دهد .
برخى گفتهاند : خدا او را مخير كرد كه آنها را بكشد يا ببخشايد . كسانى كه ذو القرنين را پيامبر دانستهاند ، به همين آيه استدلال كردهاند . گويند : فهميدن امر خدا از روى وحى و آن هم تنها براى انبيا ممكن است . كعبى گويد : خداوند به او الهام كرد . ابن انبارى گويد : اگر پيامبر بوده ، خدا به او وحى كرده و اگر نبوده ، به او الهام كرده است . چنان كه مىفرمايد :
وَ أَوْحَيْنا إِلى أُمِّ مُوسى
( قصص 7 : يعنى به مادر موسى الهام كرديم ) . قتاده گويد : سياست ذو القرنين مطابق قضاى الهى بود .
قالَ أَمَّا مَنْ ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ
: ابن عباس گويد : يعنى ذو القرنين گفت :
هر كس مشرك شود ، او را مىكشيم مگر اينكه توبه كند .
ثُمَّ يُرَدُّ إِلى رَبِّهِ فَيُعَذِّبُهُ عَذاباً نُكْراً
: پس از اينكه او را كشتم ، بسوى خدا ميرود و گرفتار عذاب جهنم مىشود كه سختتر است .