زيرا بر اثر رفتارهاى زشت ، مصلحتها تغيير كرد .
اكنون دربارهء آنهايى كه بر اثر وعد و وعيد الهى توبه كنند ، مىفرمايد :
ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ عَمِلُوا السُّوءَ بِجَهالَةٍ ثُمَّ تابُوا مِنْ بَعْدِ ذلِكَ وَ أَصْلَحُوا إِنَّ رَبَّكَ مِنْ بَعْدِها لَغَفُورٌ رَحِيمٌ
: اى محمد ، پروردگار تو نسبت به كسانى كه از روى نادانى كار زشتى مىكنند ، سپس توبه كرده ، در صدد اصلاح نيت و رفتار خود برمىآيند ، آمرزگار و رحيم است .
بديهى است كه جهالت انسان را به كار زشت دعوت مىكند ، همانطورى كه دانايى انسان را به نيكى فرا مىخواند . برخى گويند : جهالت آنها از خود زشتيها يا از كيفر آنهاست . برخى گويند : جهالت اين است كه انسان به كار زشتى اقدام كند و به خود وعده دهد كه از آن توبه خواهد كرد .
در آيهء فوق
« إِنَّ رَبَّكَ »
به منظور تأكيد ، و نيز بازگشت ضمير « من بعدها » به عملى كه از شخص سر زده ، تكرار شده است .
نظم آيات :
آيهء
وَ عَلَى الَّذِينَ هادُوا حَرَّمْنا ما قَصَصْنا . . .
متصل است به آنچه كه قبلا حرام يا حلال شمرده شده است ، تا بيان كند كه چيزهايى كه يهوديان حلال يا حرام مىشمردند ، در تورات نبوده ، چنان كه در قرآن هم نيست .
برخى گويند : منظور بيان اين مطلب است كه : هر گاه بر يهوديان ، بواسطهء معصيتشان همه چيز حرام نشده است ، چگونه بر مسلمانان حرام مىشود ؟