ندارند و اينان ، خودشان دروغگو هستند .
قرائت :
يلحدون : كوفيان - بجز عاصم - بفتح ياء و حاء و ديگران بضم ياء و كسر حاء خواندهاند . هر دو قرائت به يك معنى است . لكن در قرآن مصدر باب افعال به كار رفته و بنا بر اين قرائت دوم ، مناسبتر است (
وَ مَنْ يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحادٍ
: حج 25 ) لسان : در قرائت غير مشهور « اللسان » آمده است .
لغت :
تبديل : برداشتن چيزى و گذاشتن چيزى ديگر به جاى آن . تبديل و استبدال و ابدال به يك معنى هستند .
لسان : زبان . عرب به قصيده گويد : « لسان فلان » يعنى زبان فلان كس است .
شاعر گويد :
لسان السوء تهديها الينا * و حنت و ما حسبتك ان تحينا
يعنى : تو قصيدهء بدى بما اهدا مىكنى . گمراه شدى و گمان نمىكردم كه گمراه شوى .
مقصود :
اكنون از حالات كافران خبر داده ، مىفرمايد :
وَ إِذا بَدَّلْنا آيَةً مَكانَ آيَةٍ
: هر گاه آيهاى را نسخ كنيم و بجاى آن آيهاى ديگر قرار دهيم . به اين ترتيب كه هم آيه را و هم حكم آن را برداريم يا اينكه تنها حكم آن را برداريم و خود آيه را باقى گذاريم .
وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما يُنَزِّلُ
: و خداوند به مصالح احكامى كه مىفرستد داناتر است ، بنا بر اين در هر زمانى آنچه مصلحت است مىفرستد . بديهى است كه مصالح با اختلاف زمانها تغيير مىكنند ، چنان كه با اختلاف اجناس و صفات نيز تغيير مىكنند .
قالُوا إِنَّما أَنْتَ مُفْتَرٍ
: مشركين مىگويند : تو فقط نسبت دروغ به خداوند مىدهى .