انما عند اللَّه هو خير : « ما » اسم « ان » و « هو » ضمير فصل و « خير » خبر آن است .
ما عندكم ينفد : « ما » مبتدا و « ينفد » خبر آن . همچنين در ما عند اللَّه باق « ما » مبتدا و « باق » خبر است .
و لنجزينهم : ضمير « هم » به « من » برمىگردد و مقصود از آن افراد صالح و مؤمن است .
شأن نزول :
ابن عباس گويد :
- مردى از حضر موت ، بنام « عبدان الاشرع » عرض كرد :
- يا رسول اللَّه ، امرء القيس كندى در مجاورت ملك من زمينى دارد . او به من تجاوز كرده و قسمتى از زمين مرا ضميمهء ملك خود ساخته است . مردم مىدانند كه من راست مىگويم ، ولى نظر بموقعيتى كه او دارد ، كسى به حرف من گوش نمىكند .
پيامبر گرامى اسلام ، در اين باره از « امرء القيس » تحقيق كرد . وى گفت :
- نمىدانم چه مىگويد :
پيامبر وى را به قسم دعوت كرد . عبدان گفت :
- او مردى بىبند و بار است و از قسم خوردن باك ندارد .
پيامبر فرمود :
- اگر گواه ندارى ، بايد به قسمش احترام كنى .
هنگامى كه امرء القيس برخاست كه قسم ياد كند ، اين آيه نازل شد :
-
وَ لا تَشْتَرُوا بِعَهْدِ اللَّهِ ثَمَناً قَلِيلًا . . .
ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ
.
امرء القيس گفت :
- آرى آنچه در دست من است ، فانى مىشود . وى راست مىگويد . من زمينش را ضميمهء ملك خود ساختهام ، لكن مقدار آن را نمىدانم . او هر چه مىخواهد از زمين من تصرف كند و در مقابل منافعى كه از زمين بردهام ، هر چه بخواهد به او مىدهم ،